هفته ي تلخ براي رئال و بارسا

ديشب ( چهار شنبه:30/6/1390)بارسلونا و رئال مادريد به مصاف حريفانشان رفتند.اما ديشب شب سختي براي هردو تيم بود. مادريد ي ها كه در مقابل راستينگ سانتاندر( ميزبان مسابقه) خوب بازي نكردند و به تساوي بدون گل رسيدند.رئال بازي را در اختيار داشت اما آنها بيشتر حملات خود را  در 15دقيقه ي آخر يعني پس از ورود كاكا به زمين انجام دادند.رئال در بازي قبل خود هم مقابل لوانته شكست خورده بود.

بارسلونا هم در مستايا(ورزشگاه تيم والنسيا)در همان 10دقيقه ي اول گل خورد آبيدال به اشتباه دروازه ي خود را باز كرد. اما طولي نكشيد كه پدرو با پاس خوب مسي گل اول بارسا را زد.درهمان نيمه ي اول بارسا گل دوم را اين بار روي اشتباه والدس  دريافت كرد.در نيمه ي دوم توپ هاي  بارسا به در بسته خورد.اما  بالاخره دقيقه ي 77 فابرگاس  گل را زد تا بارسا از يك باخت فرار كند.به اين ترتيب والنسيا در صدر جدول ايستاد.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

حقیقت توبه

ACDSee 10.0 JPEG Image

"اسلحه نجات انسان برای نجات از گناهانش استغفار است"  علی(ع)

 

حقیقت توبه

توبه درلغت به معنای عودت وبرگشت راگوینداما دراصطلاح شروع مقدس اسلام عبارت است از برگشت عبدعاصی ازمعاصی وشرور وراذئل نفسانی بسوی خیروفضائل انسانی که این معنی بدنبال خود ندامت رابهمراه داردوتائب باید قصد اعراض وانصراف از گناه را هم داشته باشد که امیرالمومنین(ع)درباره آن چنین می فرماید:((ندامت داشتن از کارهای ناپسند موجب ترک آنها خواهد شد))و چنین است کلام امام پنجم شیعیان حضرت امام محمدباقر((توبه واقعی با ندامت درونی همراه خواهدبود)) اما درتوبه یک رجوع وبرگشت ازطرف عبدعاصی تائب است ودو توبه ورجوع از طرف حضرت احدیت که مقبل توبه تائب است خواهدبود که دو توبه ورجوع حضرت حق محفوف به رحمت بیکران اوست وآن دوتوبه عبارت است از:۱)رجوع خداوند به سوی عبد عاصی تائب درهنگام توبه عبد برای منصرف شدن از گناهان۲)هنگامی که عبد رجوع وبرگشت کرد ازگناهان خود به سوی خداوندوحضرت حق هم  با مغفرت و عفو گناهان به سوی انسان عاصی وتائب می آید یعنی توبه ابتدائی از طرف محبوب است وبعد توبه عبد وبعد ازآن توبه دوم از طرف خداوند است.((خدا رجوع به ایشان میکندتا آنان به خدا رجوع میکنند))توبه/۱۱۸ که این رجوع  خداوند متعال است به سوی بنده وهمچنین در قرآن می فرماید((آنان (عاصیان تائب) کسانی هستندکه من(خدا)به آنان برگشت میکنم از توبه عباد))که این همان توبه دوم خداوند به سوی عبد تائب(پشیمان از گناه)است.

شروط لازم وکافی در توبه


۱)
اینکه علم به ضررگناه داشته باشد.۲)اینکه حال توبه در او به وجود آید۳)فعل وانجام بر اعمالیکه برای توبه لازم است رابتواند درخود به وجودآورد
.
توبه فرعون


خداوندقبول کننده توبه  تائبین است اما درخصوص عدم قبول  توبه فرعون بایدگفت که ۱)ندامت فرعون ظاهری بوده از برای رهاشدن از غرق شدن بود که زبان به توبه بازکردوگفت من الآن توبه می کنم به درگاه خدا که در این صورت توبه او واقعی نبوده است وطبق آیات کریمه توبه کسانیکه درلحظات آخرعمر باشند وهنگامیکه مرگ فرا رسید مورد قبول نخواهد بود(نساء/۱۸ودرباره فرعون خداوند چنین می فرماید:زمانیکه غرق شدن را درک ومتوجه شد فرعون گفت که من ایمان آوردم به خدایی که بنی اسرائیل وموسی به او ایمان آورده بودند والآن از اهل تسلیم در برابر خداوند شدم گرچه درگذشته اهل عصیان وازمفسدین در زمین بودم.لذا قرآن درباره افرادی مانند فرعون می فرماید:((عده ای از گناهکاران تا مادامیکه مرگ آنان را درک نکرده یادی از توبه نمیکنند اما زمانیکه مرگ آنان رادرک کرد وعذاب را مشاهده کردند چنین اظهار میدارند:خدایا ما به دنیا برگرد تا اعمال صالح را انجام دهیم در اعمالیکه از ما ترک شد در دنیا واین کلمات را زمانی بر زبان می آورد در حالیکه نزدیک است وارد برزخ شوند یعنی قبض روح شوند))(مومنون/۱۰۰واعراف/۵۳)


عهدتائب با رب العالمین


امام سجاد(ع)در ادامه دعای ۳۱ به رب العالمین چنین عرضه میدارد((خدایا شرط من با تو در توبه ام این بود که بعداز توبه هرگز ارتکاب به معاصی را در خود برگشت ندهم وضامن من در این شرط وعهدم را عدم برگشت کردنم به گناهانیکه موردسرزنش ونکوهش  توبوده قرارمیدهم وبر این ضمانت خودپیمان ومیثاق میگذارم که ازجمیع معاصی وگناهانت برائت ودوری کنم.اما اینکه تائب میتواند بر عهد وپیمان خودوفادار بماند را از کلام گهر بار امام سجاد بیان میکنیم:((بار خدایا من وفادار به توبه وبه سر رسانیدن آن نیستم جز به اینکه خودت مرا از ارتکاب به معاصی بازداری وباقدرت لایزال خود مانع ارتکاب من به گناهان شوی))


توبه امری ضروریست


توبه امری است واجب مانند واجبات دیگر وعلاوه بر واجب بودن آن انجام ندادن آن هم گناه دیگری است مانند بقیه واجبات ودر بسیاری از آیات توبه نکردن را هم مورد توبیخ وسرزنش قرار داده وگناهکار را ملزم به توبه می نماید((چرا توبه واستغفار نمیکنند به سوی خداوند تبارک وتعالی در حالیکه خداوندآمرزنده ومهربان است))(مائده/۷۴)

یاس موجب ضلالت است

خداوند درقرآن می فرماید:هرکسیکه که از رحمت من ناامید باشد اهل هدایت نخواهدبودبلکه درضلالت است زیرا انسان مایوس از رحمت الهی چنین اعتقاد دارد که مشکلات او بدست خداهم حل نخواهدشدکه این خودنوعی شرک خواهدبودوکسیکه مشرک باشدیقینا در ضلالت است چه آن مشرک جاهل باشدیا عالم.

توبه شعوانه

مرحوم ملٌااحمدنراقی درکتاب شریف معراج السعادة چنین میفرماید:منقول است درشهر بصره عراق زنی بود به نام شعوانه که در تمامی مجالس  فسق وفجورحضور داشت وبه عنوان مجری این مجالس وخواننده بودواز ای ن طریق ثروت بسیاری کسب کرده بود.روزی با جمعی از کنیزان خود از کوچه های شهربصره می گذشت که ناگهان از یکی ازیکی منزلهای آن کوچه صدای شیون وناله بگوش آنان رسید شعوانه با همراهان متعجب شدندوشعوانه به یکی از کنیزان دستور داد تا داخل منزل رود ومطلع شود که علت این گریه ها چیست؟آن کنیز رفت اما برنگشت وشعوانه کنیز دوم را فرستاد وآن کنیز نیز داخل منزل رفت وبرنگشت اما کنیز سومی را که فرستاد برگشت وبه شعوانه اطلاع داد که این نا له های گناهکاران است شعوانه با شنیدن این کلام درآن منزل وارد شد دید واعظی نشسته وجمعی دور آن حلقه زدند وآنها را از عذاب آخرت وآثار سوء گناه وآتش دوزخ بیم میدهدوهمه هراسناک وپشیمان هستند.و واعظ ای آیه از قرآن را از کتاب خدا نقل میکرد:((آنان( کافرین)وجود قیامت را دروغ میدانند وما برای این عمل آنان عذاب جهنم را آماده کرده ایم بطوریکه درقیامت انسانهای گناهکارصدا خروش ونعره آتش جهنم را از راه دور خواهند شنید در حالیکه گناهکاران درمکان تنگ جهنم با دست بسته ازصورت به درون جهنم انداخته خواهندشدودرآنجاگناهکاران ازخداونددرخواست میکنند که یک دفعه آنها را هلاک کندتا اینکه عذاب آنان ادامه پیدا نکند درحالیکه خدا میفرماید:شما ای جهنمی ها چرا درخواست هلاکت یک بار را میکنید شما به واسطه گناهانیکه مرتکب شدید باید درخواست نابودی وهلاکت چند بار را درخواست کنید(این کنایه ازعذاب دائمی آنان است)(فرقان ۱۱-۱۴وملک۸)شعوانه باشنیدن این آیات الهی منقلب شد وخطاب به واعظ کرد وگفت:آیا توبه انسان ازهلاکت میت.اندنجات یابد؟واعظ گفت:بلی شعوانه گفت من هم با توبه میتوانم از این جهنمی که خودم برایم تدارک دیدم نجات یابم وتوبه من هم قبول خواهدبود.واعظ گفت:آری اگر توبه کنی خداوند تورا میبخشد اگرچه گناهانت به اندازه شعوانه باشد(معلوم میشود واعظ شعوانه راندیده بود ونمیشناخت)شعوانه گفت:ای واعظ شعوانه خودم هستم اما دیگر گناه نمیکنم وواعظ او را واداربه توبه کردواورا امیدوار به بخشش خداوند کردوشعوانه بعد ازآن از مجلس خارج شد وتمامی کنیزان ورقاصان راآزادکردوبه جبران اعمال سابق خود پرداخت وسخت مشغول عبادت شدتا اینکه بدنش لاغرگشت وچنان ازمعصیت بیزارشدوتبدیل به مومنات عصرشدومدیرمجالس وعظ ونصیحت گشتوهنگام موعظه بسیارمیگریست تا آنجا که به اوگفتنداگراینگونه گریه کنی کورمیشوی وشعوانه جواب داد:نابینابودن دردنیا برای خلاص شدن ازگناهانم بهتراست تا ازکور بودن درآخرت لذا قرآن دراین باره میفرماید:عده ای در روزقیامت کور محشورمیشوند(اسراء۷۲)

(دوستان عزیز برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانیدبه کتاب بازگشت به خویشتن یا توبه ی نصوح(نویسنده:رضوانعلی مسیبی)مراجعه نمایید) 
 
 

 

 

خطر کسر 6 امتیاز از آبی ها

شكايت پائولو رينالدو از استقلال در شرايط بد مالي اين باشگاه به‌واقع همان قوز بالاي قوز بود. اين فوتباليست پرويي كه اواسط فصل هشتم در زمان سرمربيگري امير قلعه‌نويي به اين تيم پيوست، بيشتر ايام يك سال و نيمه حضورش در اين باشگاه را با مصدوميت دست و پنجه نرم مي‌كرد و در نهايت در پايان فصل نهم ليگ برتر (اوايل سال 89) از تهران رفت. او حالا از طريق مديربرنامه‌هايش به فيفا شكايت كرده تا مطالباتش را زنده كند.
اخطار فيفا عمدا رسانه‌اي نشد
نامه فيفا براي باشگاه استقلال پيش از بازي با تراكتور به تهران (باشگاه استقلال) رسيد، اما مسوولان باشگاه تهراني با در نظر گرفتن شرايط پيش‌روي اين تيم و دو مصاف حساس برابر تراكتورسازي و پرسپوليس، تصميم گرفتند تا اين مطلب را رسانه‌اي نكرده و تمركز تيم و مجموعه استقلال را برهم نريزند. پس از آن بود كه باشگاه استقلال اين مطلب را رسانه‌اي كرد تا ضمن اطلاع‌رساني در اين خصوص به وزارت ورزش بفهماند كه چه اوضاعي (به لحاظ مالي) بر باشگاه حاكم است.
110 هزار دلار + جريمه
رينالدو در اين شكايت گفته كه بيش از 100 هزار دلار از استقلال طلب دارد كه به اين رقم جريمه‌اي نيز اضافه خواهد شد. اين جريمه شامل سالي پنج درصد مي‌شود. حالا استقلالي‌ها از روز گذشته 20 روز فرصت دارند تا اين جريمه را بپردازند و در غير اين صورت فيفا در اولين اقدام خود شش امتياز از اين تيم در جدول رده‌بندي كسر خواهد كرد.
مانده پول 85 درصد قرارداد!
وقتي با مسوولان باشگاه استقلال صحبت كرديم، مشخص شد كه در اين مدت (مخفي نگه داشتن موضوع) ريز مانده بدهي باشگاه به رينالدو را درآورده‌اند و مشخص شده كه او بيش از 85 درصد پول خود را طلبكار است. يعني چيزي بين 10 تا 15 درصد از كل رقم قرارداد رينالدو در اين يك سال و نيم به او پرداخت شده است و پس از آن نيز او از ايران رفته است.
رينالدو جريمه شده بود
واعظ، مدير پيشين باشگاه در دوران حضور اين فوتباليست در استقلال مدعي شده كه دليل پرداخت نشدن بخشي از قرارداد رينالدو جريمه‌هايي بوده كه شامل حال اين فوتباليست پرويي شده است: «اين بازيكن در آن مدت به سفرهاي خارجي مي‌رفت و بي‌انضباطي هم مي‌كرد، به همين خاطر برايش جريمه در نظر گرفته بوديم و مديران فعلي استقلال حواس‌شان به اين مسايل باشد.»
استقلال فرصت مي‌خواهد
مسوولان امور بين‌الملل باشگاه استقلال با علم به اين موضوع كه ممكن است بتوانند از فيفا مهلت بگيرند، نامه‌اي در اين ارتباط به مقر فيفا ارسال كرده‌اند. شنيديم در صورت مثبت بودن نظر فيفا در اين ارتباط فرصت دو ماهه‌اي به استقلال داده مي‌شود تا براي تهيه اين رقم (بيش از 120 ميليون تومان) اقدام كند. استقلالي‌ها به اين فرجام‌خواهي اميدوار هستند و انتظار مي‌كشند.
موضع‌گيري واعظ!
پس از آنكه محمد حيراني (مشاور امور بين‌الملل استقلال) عنوان كرد كه اين نخستين‌بار است كه در تاريخ باشگاه استقلال اختلافات مالي يك بازيكن به فيفا كشيده مي‌شود، حرفي زد كه به واعظ برخورد: «حالا مديران استقلال بايد تاوان سهل‌انگاري گروه قبلي را بپردازند.» همين جمله كافي بود تا واعظ هم موضوع بدهي استقلال به «يونگ» را پيش بكشد: «مگر زماني كه باشگاه استقلال به يونگ بدهكار بود، ما آن را روي سايت باشگاه گذاشتيم؟» (البته اين مساله بارها از سوي واعظ به عنوان نقاط ضعف مديران قبلي در رسانه‌ها مطرح شد.) ذكر اين نكته هم جالب است كه بدهي استقلال به يونگ 25 درصد از كل قراردادش بود، در حالي كه بدهي به رينالدو 85 درصد از كل قراردادش به اضافه جريمه ديركرد آن است.

این هفته ی اسپانیا

مطمئنا خيلي‌ها در اسپانيا از اين كه در آغاز هفته پنجم به جاي رئال مادريد و بارسلونا، تيم هايي مانند والنسيا و بتيس را در صدر مي‌بينند، بسيار خوشحال هستند. تساوي هفته قبل آبي و اناري‌ها مقابل سوسيه داد و شكست اين هفته شاگردان مورينيو مقابل لوانته، نشان داد آن طور هم كه خيلي‌ها فكر مي‌كنند، لاليگا تنها رقابت هايي براي جولان بارسا و رئال نيست و ساير تيم‌ها هم مي‌توانند براي اين دو غول فوتبال جهان دردسر ساز شوند.
و حالا بسياري منتظرند تا ببينند والنسيا امشب در مستايا مقابل بارسا چه خواهد كرد. بارسايي كه همچنان پيكه را در اختيار ندارد و گوارديولا مجبور شد در آخرين ديدار مقابل اوساسونا تيمش را با 3 مدافع به ميدان بفرستد اما بعيد است سرمربي كاتالان‌ها در ديدار امشب هم از چنين آرايشي استفاده كند. احتمالا در اين ديدار دني آلوز كه مقابل اوساسونا در سمت راست خط حمله بازي كرد، به دفاع راست برمي گردد و پويول و ماسكرانو، مدافعان مياني تيم خواهند بود.خط حمله تيم نيز مطمئنا با حضور مسي و ويا و احتمالا پدرو شكل خواهد گرفت؛ خط حمله‌اي كه در اين هفته غيرقابل مهار نشان داد. البته آنها مقابل والنسيايي قرار خواهند گرفت كه در دو هفته اخير گلي دريافت نكرده و خط دفاعي اين تيم از لحاظ روحي در شرايط خوبي به سر مي‌برد. ضمن اينكه مهاجمان اين تيم نيز با زدن 6 گل در سه بازي، آمادگي بالاي شان را به رخ كشيده‌اند و اين مي‌تواند براي بارسا هم دردسر ساز باشد. در ديگر ديدار مهم امشب لاليگا، رئال مادريد ميهمان راسينگ سانتاندر است. شاگردان مورينيو در ديدار اين هفته مقابل لوانته شكست خوردن تا خيلي زود برتري 2 امتيازي نسبت به بارسا را از دست بدهند. بي ترديد آقاي خاص اجازه نخواهد داد اين اتفاق در ديدار مقابل راسينگ تكرار شود. به اين ويژه كه راسينگ در ديدار اين هفته مقابل اتلتيكو مادريد 4- صفر شكست خورد و رئالي‌ها نمي‌خواهند به چنين تيمي امتياز بدهند. مورينيو به خوبي مي‌داند اگر بخواهد در چنين ديدارهايي امتياز از دست بدهد، شرايط براي رقابت با بارسا بسيار دشوار خواهد شد. رونالدو كه در ديدار مقابل دينامو زاگرب مصدوم شد و در ديدار مقابل لوانته در تركيب اصلي نبود، احتمالا امشب به تركيب اصلي رئال بازخواهد گشت و جاي كاكا را خواهد گرفت. نقطه ضعف اساسي رئال در حال حاضر، اتكاي بيش از اندازه به اين ستاره پرتغالي است؛ به طوري كه وقتي او در زمين نباشد يا توسط بازيكنان حريف مهار مي‌شود، ساير بازيكنان رئال نمي‌تواند گره بازي را باز كنند. مورينيو بايد خيلي زود چاره‌اي براي اين مشكل پيدا كند تا تيمش امتياز‌هاي مهمتري را از دست نداده است.

انحرافات جنسی

ازدواج موقت و  ارتباط آن با پیشگیری از انحرافات اجتماعی


دکتر فرنوش صفوی فر/ مهتاب خسرو شاهی

یکی از مسئولان در روز جهانی ایدز این‌طور ع

وی گفت: 3/90 درصد از وقایع فوت در این مدت تا یک‌سال پس از وقوع به ثبت رسیده‌اند که این رقم در مدت مشابه سال قبل برابر با 5/83 درصد بوده است که این امر نشان دهنده موفقیت طرح پوشش وقایع حیاتی و راه‌اندازی شبکه اعلام در سراسر کشور است.

معاون حقوقی و سجلی سازمان ثبت احوال کشور همچنین از افزایش 7/8 درصدی واقعه ازدواج در 9 ماهه اول سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر داد و گفت: در 9 ماهه اول سال جاری 672 هزار و 719 مورد واقعه ازدواج در کشور به ثبت رسیده، این در حالی است که در 9 ماهه اول سال 85، 618 هزار و 452 واقعه ازدواج ثبت شده بود.

وی گفت: در 5/77 درصد از ازدواج‌های ثبت شده در این مدت، سن مردان بیشتر از زنان بوده است. همچنین از کل ازدواج‌های ثبت شده بیشترین رقم مربوط به گروه سنی 15 تا 19 برای زنان و 20 تا 24 سال برای مردان بوده است.

عبودی تعداد واقعه طلاق در 9 ماهه اول سال جاری را 75 هزار و 311 مورد اعلام کرد و گفت: در مدت مشابه سال گذشته 71 هزار و 161 واقعه طلاق صورت گرفته که حدود 08/6 درصد رشد را نشان می‌دهد..

وی ادامه داد: در 9 ماهه اول سال 86،‌ از تعداد کل طلاق‌های ثبت شده حدود 48 درصد از آنها، طول زندگی مشترکشان کمتر از چهار سال بوده است. همچنین از کل طلاق‌های ثبت شده بیشترین رقم مربوط به گروه سنی 20 تا 24 سال برای زنان نوان کردند که ازدواج موقت، راهی برای مبارزه با ایدز است. نظر شما در این‌باره چیست؟

فکر می‌کنم اگر در همان جلسه دقیق‌تر درباره موضوع بحث می‌شد، منظور ایشان هم بهتر مشخص می‌شد. بگذارید ما از نگاه «کارل جین کینگز» - یکی از سکسولوژیست‌های طراز اول دنیا - به این مسئله نگاه کنیم. جین کینگز در دیدار اخیرش از ایران، هشدار داد که جامعه ما به سوی اپیدمی (همه‌گیر شدن) ایدز پیش می‌رود و ازدواج موقت با رعایت شرایط خاص، می‌تواند یکی از راه‌های جلوگیری از اپیدمی ایدز یا بیماری‌های مشابه آن باشد اما به شرطی که ما برای آن دستورالعمل‌های خاصی طراحی و آن را نظام‌مند کنیم وگرنه ازدواج موقت به خودی خود نمی‌تواند کمکی به ما بکند.

  •  یعنی از امکانی به نام ازدواج موقت می‌شود به نفع جامعه استفاده کرد؟ چطور؟

 بله، ایده ایشان به‌عنوان یک سکسولوژیست این بود که بیاییم با کل کسانی که با ازدواج‌موقت مرتبط هستندیعنی افراد واجد شرایط کلیدی، تماس برقرار کنیم و اطلاعاتی را در اختیارشان بگذاریم و به آنها درمورد سلامت و بهداشت جنسی آموزش دهیم. مثلا از آنان بخواهیم در مورد ایدز و راه‌های انتقال آن  با کسانی که قصد ازدواج موقت دارند، صحبت کنند و راه‌های پیشگیری از ابتلا به بیماری‌ را آموزش دهیم. با فراهم‌شدن زمینه تعامل بیشتر بین این افراد و پزشکان و آگاهی آنها درباره مسائلی مانند رفتارهای پرخطر، انتقال بیماری‌ها و... می‌توان امیدوار بود که ازدواج موقت راهی بشود برای مقابله با انتقال بیماری‌هایی مثل ایدز.

  •  این آموزش و کنترل مختص گروهی است که برای ازدواج موقت به دفاتر رسمی مراجعه می‌کنند. تکلیف ما با گروهی که بدون مراجعه به این دفاتر با خواندن صیغه، توسط افراد نزدیک یا حتی خودشان محرم می‌شوند، چیست؟

آموزش‌های عمومی. به جای اینکه با بحث ازدواج موقت خیلی کلی برخورد کنیم، برای آن یک دستورالعمل مشخص تدوین کرده و آن را به مردم آموزش بدهیم. در این صورت، افرادی که خودشان صیغه محرمیت می‌خوانند، متوجه خواهند بود که در رابطه‌ای این چنین، باید چه مسائلی را رعایت کنند تا هم خودشان و هم طرف مقابل‌شان آسیب نبیند. در حال حاضر، چنین دستورالعملی نداریم؛ گرچه تلاش‌هایی برای تهیه بسته‌های آموزشی ویژه ازدواج‌موقت در حال انجام است.

  •  فکر می‌کنم منظور شما، بررسی کارشناسی و گسترده مسائل جنسی مانند ازدواج موقت و سپس عنوان کردن و اجرایی کردن آن در جامعه است.

دقیقا. اگر مسئله ازدواج موقت یا مسائل حساسی مانند آن پیش از مطرح‌شدن در جامعه، از دیدگاه جنسی، جامعه‌شناسی، اجتماعی، مذهبی و... کارشناسی شوند و بعد مطرح شوند؛ هم سوءبرداشت‌ها از بین می‌رود و هم مسئله ازدواج موقت یک چهارچوب و تعریف مشخصی پیدا می‌کند. به این ترتیب، راه هرگونه سوءاستفاده هم بسته می‌شود. تردیدی نیست که امکان صحبت کردن و شکافتن بعضی مسائل وجود ندارد اما وجود این مسائل و مشکلات را هم نمی‌توان انکار کرد.

  •  از حرف‌های شما این‌طور برداشت کردم که با ازدواج‌موقت موافق هستید. درست فهمیدم؟


اگر، تأکید می‌کنم، اگر قوانین ازدواج موقت باعث سروسامان دادن به وضعیت زنان آسیب‌دیده شود، اگر به نفع حمایت از زنانی باشد که مورد آزار قرار گرفته‌اند، اگر برای کاهش معضلاتی  مانند پدیدة زنان ویژه یا خیابانی باشد و هزاران اگر دیگر که همگی به نفع زنان، مردان و جامعه است، بله، با ازدواج موقت موافق‌ام. اما اگر ازدواج موقت و قوانین آن، این کاربرد‌ها و اثرات مثبت و حمایتی را نداشته باشد، با آن کاملا مخالف‌ام.

  •  مثل اعتیاد و مسئله معتادان تزریقی. هیچ‌کس اعتیاد را تایید نمی‌کند اما برای جلوگیری از انتقال بیماری‌هایی مثل ایدز و هپاتیت در معتادان، به آنها سوزن یک‌بار مصرف داده می‌شود.

 بله، دقیقا، مثال خیلی خوبی بود. ما اینجا هم می‌توانیم اصطلاح «کاهش آسیب» (harm reduction) را به‌کار ببریم؛ این هم همان مسئله است. شرایط موجود به ما حکم می‌کند که ازدواج موقت را به‌عنوان راهی برای کاهش خطر «اپیدمی ایدز» (البته با رعایت قوانین و آموزش صحیح برای ازدواج موقت) اجرایی کنیم.

  •  فکر نمی‌کنید این مسئله به چندهمسری بودن مردان وجهه قانونی بدهد و به‌نوعی باعث رواج آن شود؟

توجه داشته باشید که 2مسئله را در ازدواج موقت باید از هم جدا کرد؛ مسئله چندهمسری یا چندزنی از مسئله ارتباطات کاملا موقت – که گاهی حتی فقط محرمیتی چندساعته است - کاملا جداست. در هر مورد، مسائل خاصی هست که باید جداگانه به آن پرداخته شود. این نکته را هم فراموش نکنیم؛ مردانی که تصمیم به انتخاب زن دوم می‌گیرند، معمولا از بین زن‌هایی که تن به ازدواج موقت می‌دهند کسی را انتخاب نمی‌کنند! برای زن دوم، اتفاقا زنانی با شرایط خوب و کاملا عادی از هر نظر را انتخاب می‌کنند. بحث ازدواج موقت و اصولی کردن آن، برای جلوگیری از آسیبی است که در نتیجه ارتباطات موقت و کوتاه‌مدت اتفاق می‌افتد.

  •  حالا که بحث به مسئله چندهمسری رسید، بد نیست مسئله را بیشتر باز کنیم. شما در مورد این عقیده که می‌گویند مردان از نظر بیولوژیک طوری خلق شده‌اند که نیاز آنها به جنس مخالف با یک نفر برآورده نمی‌شود و بنابراین نیاز به چندهمسر دارند، چه نظری دارید؟

به این مسئله می‌توان از دیدگاه‌های متفاوت پاسخ داد. طبیعتا من فقط می‌توانم از دیدگاه یک سکسولوژیست جواب بدهم، نه یک جامعه‌شناس و نه یک روان‌شناس و نه یک روحانی. از نظر پزشکی، این عقیده کاملا غلط است. وقتی موضوع ازدواج مجدد بدون اجازه زن اول مطرح شد، یکی از همکاران پزشک من که نماینده مجلس هم هستند، نظر من را در این‌باره پرسیدند. گفتم تعجب می‌کنم چرا در مقابل این تصمیم، مردان اعتراض نکردند. طرح این مسئله یعنی اینکه ما، مردان را افرادی غیرقابل کنترل تصور می‌کنیم که با دیدن هر جنس مؤنثی، مشکل پیدا می‌کنند. این توهین نیست؟ این دیدگاه فقط درباره مردان بیمار که به آنها «مهاجمان جنسی» (sex offender) می‌گوییم، درست است. در بین زنان هم مهاجم جنسی داریم اما این افراد چه زن باشند چه مرد، بیمار هستند.
 غریزه جنسی در هردو جنس زن و مرد وجود دارد ولی فقط نوع برآوردن آن و کیفیت و شکل بروز آن می‌تواند در مرد و زن تفاوت کند. اینکه تصور کنیم مردان، قادر به خویشتن‌داری نیستند، فکر غلطی است. من به‌عنوان یک سکسولوژیست کاملا با این عقیده مخالف هستم و آن را رد می‌کنم. مردان هم مثل زنان، تخیلات، تمایلات و ارجحیت جنسی دارند که کاملا قابل هدایت و مدیریت است. القای تفکر چندهمسری به مردان به بهانه تفاوت میزان غریزه جنسی و غیرقابل کنترل بودن این غریزه، به هیچ‌وجه درست نیست.

  •  می‌خواهید بگویید در افراد سالم از نظر روحی- روانی نیاز جنسی مردان با زنان تفاوت چندانی ندارد؟

به هیچ‌وجه. هیچ مرد و زن سالمی به لحاظ روحی- روانی، برای تهاجم یا تجاوز جنسی به دیگران از منزل خارج نمی‌شود. بنابراین مردان هم مثل زنان می‌توانند به‌راحتی نیازهای جنسی‌شان را کنترل کنند. اصلا اگر ارتباط مناسب روحی - روانی بین زن و مرد برقرار باشد و زندگی آنها، زندگی متعادلی از هر نظر باشد، این مسائل به‌وجود نمی‌آید.

  •  می‌شود در مورد این تفاوت‌ها بیشتر توضیح دهید؟ نیازهای جنسی زن و شوهر با هم چه تفاوت‌هایی دارد؟

همان‌طور که اشاره کردم، تفاوت‌ها بیشتر در شکل بروز آن است. مثلا در مورد مردان، گفته می‌شود آنها تصویری‌ترند؛ یعنی بر اثر محرک‌های دیداری، بیشتر تحریک می‌شوند در حالی که خانم‌ها عاطفی‌ترند و به محرک‌هایی مثل نوازش بیشتر پاسخ می‌دهند.

  •  پس به نظر می‌رسد شناختن این تفاوت‌ها نقش مهمی در یک رابطه زناشویی سالم داشته باشد، درست است؟

بررسی‌های علمی نشان داده که هر مرد و زنی، پتانسیل‌های جنسی خاص خود را دارد. اصطلاحا ما به آن می‌گوییم «نوآوری جنسی». هر زن و شوهری باید پتانسیل‌های خاص همسرش را بشناسد و مطابق با آن عمل کند. ممکن است یک نوع تماس جنسی برای یک زن خوشایند باشد و برای زن دیگر نباشد. شوهرش باید متوجه این ویژگی خاص همسر خود باشد و به آن احترام بگذارد. متاسفانه مشکلی که اغلب زن و شوهرهای ایرانی دارند و این را پژوهش‌های علمی ما نشان داده، این است که ارتباطات جنسی‌شان با همدیگر سنتی است؛ یعنی سعی نکرده‌اند همدیگر را بشناسند، بعد هم می‌خواهند یک حکم کلی شامل بایدها و نبایدها بشنوند و بر اساس آن عمل کنند. در صورتی که نمی‌توان به همه زن و شوهرها یک توصیه کرد؛ مثلا مکرر از من می‌پرسند که چند بار رابطه جنسی برای زن و شوهر مناسب است؟ جواب من این است که هیچ محدوده مشخصی ندارد، خود شما با شناخت کافی از هم باید این محدوده را تنظیم کنید.

  •  این عدم شناخت کافی، چه مشکلی ایجاد می‌کند؟

ما همیشه نباید منتظر باشیم مشکلی به وجود بیاید و بعد آن را حل کنیم. شناختن همسرمان و نیازهای جنسی و ارجحیت‌های جنسی او، کمک می‌کند که یک رابطه جنسی صحیح و زیبا بین زن و شوهرها وجود داشته باشد. بیشتر مراجعان ما به کلینیک سلامت جنسی در بیمارستان، زوج‌هایی هستند که مشکل «ارتباطی» با هم دارند و نه مشکل جسمی؛ نیاز آنها به شناختن همدیگر بوده و نه به قرص و آمپول و جراحی. کاری که ما برای آنها انجام دادیم و برایشان بسیار مفید بود، این بود که با آنها جلسات مشاوره گذاشتیم و سعی کردیم به آنها کمک کنیم تا همدیگر را بهتر بشناسند. نشناختن‌ها باعث می‌شود که همسری زن یا شوهرش را سردمزاج بداند. 
این خانم یا آقا اگر همسرش را درست می‌شناخت، می‌فهمید که ارجحیت او برای ارتباط جنسی کی و در چه موقعیت‌هایی است. رعایت این ارجحیت‌ها باعث برقراری رابطه صحیح و سالم می‌شود. اما این شناخت و مهارت‌ها، می‌تواند برای آنهایی که هنوز مشکلی با هم ندارند، هم مفید باشد؛ چون ما به دنبال آن هستیم که انسان‌ها از زندگی‌شان لذت ببرند. آموزش می‌دهیم تا کیفیت زندگی ارتقا پیدا کند و بهتر بشود. این از اهداف جدید آموزش سلامت است؛ ارتقای سلامت. متاسفانه ما به همین که مشکلی نداشته باشیم، قانع هستیم؛ در حالی که می‌توانیم زندگی را از اینکه هست، لذت‌بخش‌تر و سالم‌تر کنیم.

  •  لازمه این شناخت، شاید صحبت کردن در مورد رابطه جنسی باشد که معمولا حتی زن و شوهرها هم از آن حیا دارند.

باید بین «رابطه جنسی» و «ارتباطی انسانی که موجب رابطه جنسی می‌شود» فرق قائل شوید. صحبت کردن از رابطه جنسی شاید به این سادگی‌ها نباشد و شاید هم اصلا لزومی نداشته باشد. اما زن و شوهرها باید در مورد ارتباط‌شان با هم حرف بزنند و احساس‌شان را در مورد آن به همدیگر منتقل کنند.

  •  فرق رابطه جنسی با ارتباط انسانی که منجر به یک رابطه صمیمانه‌تر می‌شود، چیست؟

یک ارتباط، از یک تماس چشمی خاص موقع خداحافظی زن و شوهر از همدیگر می‌تواند شروع شود اما می‌تواند به آن مرحله آخر که یک رابطه جنسی شکل می‌گیرد، منتهی بشود یا نه. ما معتقدیم زن و شوهرها باید بیاموزند که وقتی این پیام‌ها را از همسرشان دریافت می‌کنند، باید حتما به طریق مناسب آن را به او برگردانند؛ به او بفهمانند که این پیام را گرفته‌اند و دریافت این پیام برایشان لذت‌بخش و خوشایند بوده است. شکل این پیام، به سلیقه فرد بستگی دارد اما باید مطمئن شود که همسرش این پیام دوم را هم دریافت کرده است. مثلا همیشه مرد یک بار در روز به همسرش زنگ می‌زده اما امروز که موقع خداحافظی آن پیام را دریافت کرده، 2 بار زنگ بزند اما بیان کند که این تماس دوم برای چه منظوری بوده. این ادراک در طول زندگی، می‌تواند شرایط خوشایندتری را در رابطه همسران فراهم کند و همه اینها محتاج آموزش است.

  •  در پایان، اگر ممکن است خودتان یک جمع‌بندی کلی از بحث داشته باشید.

ازدواج موقت، اشاعه چند همسری یا قانونی‌کردن فعالیت زن‌های خیابانی نیست، اگر همراه با بسته‌های آموزشی درباره مسائل جنسی و برنامه‌های دقیق برای جلوگیری از انتقال بیماری‌هایی مانند ایدز یا سایر بیماری‌های مقاربتی باشد.
اجازه بدهید بحث چند همسری را - که بعضی مردان به دلخواه و دور از هر گونه اجباری و فقط به دلیل خوشگذرانی انجام می‌دهند - از بحث ازدواج موقت اصولی و هدفمند – که برای جلوگیری از انتقال و ازدیاد بیماری‌ها و در نتیجه کاهش آسیب‌های اجتماعی و روانی است - جدا کنیم.
بنابراین، بحث ازدواج موقت را می‌توان از چندین منظر مورد بررسی قرارداد که اینجا ما تنها گروهی را در نظر داریم که ازدواج موقت می‌تواند برای آنها کارکرد سامان‌دهی و کنترل داشته باشد.
باید هر گروه جداگانه و از منظرهای مختلف اجتماعی، پزشکی، روانی و فردی و حتی اقتصادی مورد بررسی دقیق قرار بگیرد.
هر چند از ابتدای بحث، تأثیر بهداشتی ازدواج موقت در جامعه را بررسی کرده‌ایم اما فکر کنم درباره آموزش مسائل جنسی و به دنبال آن اثرات مثبت این آموزش در جامعه به طور مستقیم، کم صحبت شده است.
فکر می‌کنم شاخص‌ترین تأثیر بهداشتی ازدواج موقت همین کنترل ایدز در جامعه است که درباره آن حرف زدیم. اگر مسائل جنسی از زمان مناسب آن یعنی از سن 3 سالگی - با توجه به شرایطی که باید لحاظ شود- به همه آموزش داده شود، با مشکلات بسیار کمتری روبه‌رو خواهیم بود. این مبحث هم گفت‌وگوی کاملی را طلب می‌کند که به نظرم با چند پرسش و پاسخ کوتاه نمی‌توان مسئله را کاملا باز کرد و آن را 
بررسی کرد.

  •  اگر موافق باشید، بحث و گفت‌وگو درباره مسائل جنسی و آموزش آنها را به یک جلسه دیگر موکول کنیم.

موافقم، در واقع همه معتقدیم که پیشگیری همیشه بهتر از درمان است؛ پس اگر با آموزش درست، سطح آگاهی جامعه را بالا ببریم، می‌توانیم از سلامت جامعه و کنترل بهداشت جامعه مطمئن باشیم.

آموزش سلامت جنسی؛ از گهواره تا گور

اگر روابط جنسی را به صورت یک هرم فرض کنیم، در قاعده آن یک سوءتفاهم مهم وجود دارد و آن اینکه این روابط بسیار «مردمحور» است. اکثریت زنان ایرانی تصور می‌کنند که مردان، محور و هدف اصلی رابطه زناشویی هستند و رضایت و احساس خودشان در این رابطه اصلا اهمیتی ندارد. این نگرش نادرست، باعث می‌شود که زنان به نوعی خودشان را نادیده بگیرند.
کمبود آموزش‌های مربوط به رفتارهای جنسی، باعث می‌شود نوجوانان یا جوانان نتوانند در این باره محافظت‌ لازم را از خود به عمل آورند و به این ترتیب، گاه در معرض سوءاستفاده‌های جنسی قرار گیرند.
دکتر مرقاتی برای آموزش سلامت جنسی، پیشنهاد یک مدل تکاملی را می‌کند؛ مدلی که در آن در هر سن، متناسب با همان سن اطلاعاتی به کودک یا نوجوان داده شود تا او در دوران بلوغ با انبوهی از اطلاعات عجیب و تازه روبه‌رو نشود. به عنوان مثال، مباحثی همچون شناخت بدن، لزوم محافظت از آن در برابر افراد دیگر و به خصوص افراد بیگانه، درک صحیح حریم خصوصی افراد و اینکه باید این حریم‌ها به درستی رعایت شود. به گفته ایشان دستورالعمل تربیت جنسی - در هر سن - متناسب با درک و فهم او متفاوت است؛ همچنان که از فرد به فرد نیز تغییر می‌کند.
در هر دستورالعملی، برای آموزش سلامت جنسی، باید زمینه‌های فرهنگی و اعتقادی آن جامعه خاص در نظر گرفته شود و نسخه پیشنهادی یک کشور، به هیچ‌وجه قابل استفاده در سایر کشورها و جوامع دیگر نیست.
شکست برنامه‌های آموزش جنسی در کشورهایی مانند آمریکا و استرالیا، ناشی از بی‌توجهی به همین نکته است؛ چرا که این کشورها، جامعه‌ای چندفرهنگی دارند که در آن فرهنگ‌های کاملا متفاوتی در کنار هم زندگی می‌کنند و نمی‌توان برای همه آنها نسخه واحدی پیچید.
دکتر مرقاتی، استفاده از زمینه‌های دینی، مشورت، همفکری با مراجع دینی و مذهبی و نیز استفاده درست از انگاره‌های مذهبی و فرهنگی مردم ایران را شرط موفقیت این‌‌گونه برنامه‌ها می‌داند. 

علل انحرافات جنسي (به ويژه خودارضايي)

نامه هايي که از دل پردرد برخي نوجوانان حکايت مي کند، کم نيستند و اينها تنها نمونه هايي از نامه هاي مربوط به زندگي غم افزاي تني چند از آنهاست.
به راستي چرا نوجوانان به انحرافات جنسي و به ويژه «کامجويي بدلي» مبتلا مي شوند؟ دراين مبحث برآنيم تا به کالبدشکافي علل مذکور بپردازيم و با ذکر شيوه هاي درمان و پيشگيري، به ياري خدا نوري براين راه پرمخافت و ظلماني تابانيده شود و دست اندرکاران تعليم و تربيت در اين مرحله ي حساس و خطير بلوغ بتوانند با موفقيت از عهده ي رسالت حساس خويش در اين زمينه برآيند.

1-کنجکاوي هدايت نشده

يکي از علل مؤثر درابتلاي نوجوانان به «کامجويي بدلي»، در کنجکاويهاي هدايت نشده ي آنان در دوران کودکي نهفته است.اگر به اين مسئله، عدم مراقبت خانواده ها را در زمينه ي برخورد مناسب بيفزاييم، به رابطه ي علت و ملعولي بين اين دو نيز پي خواهيم برد.کودکان بر اساس غريزه ي کنجکاوي خويش به همه ي چيزهايي که موضوعيت دارد و پيرامون آنهاست، علاقمند مي شوند که تقريباً يا از آنها اطلاعي ندارند و يا دانش آنها در آن زمينه ها اندک است. 
کنجکاوي کودکان اگر به طريق صحيح هدايت شود، پايه هاي اوليه ساختمان معرفت و دانش را بنا مي کند و چنانچه اين غريزه ي پرقدرت با بي قيدي و بي مسئوليتي والدين و اطرافيان، مواجه گردد به مسيرهاي نامطلوبي منجرخواهد گرديد چون غالباً کودک براساس تشخيص خود عمل مي کند که نتيجه ي آن هميشه مقرون به صحت و سلامت نخواهد بود.اما به تدريج که کودک متوجه محيط و طبيعت مي شود به نوعي شناخت دست مي يابد و پس از آن به طور طبيعي متوجه بدن خود مي شود وآن را هدف کنجکاوي خود قرار مي دهد و به وارسي اندام مي پردازد.
اندامهاي جنسي نيزيکي از دستگاههاي بدن است که مورد بررسي و مطالعه ي کودک قرار مي گيرد، به ويژه از اين جهت که تماس با آن موجب نوعي لذت و ارضاي خاطر مي گردد، کودک به مرور مشغول دستکاري آن مي شود و لذت حاصله از آن، او را به ادامه ي کار تشويق مي نمايد؛ به گونه اي که در برخي موارد والدين او را درحين بازي با آلت تناسلي مشاهده مي نمايند.
بازداشتن کودک از اين عمل با ملايمت و برخورد مؤثر تربيتي اولين اقدام قاطعي است که بايد به عمل آورد.معطوف نمودن او به بازيهاي پرنشاط و فعال نمودن دست و انديشه ي کودک با کارهاي دستي و هنري و بالاخره کودک را از نظرها دور نداشتن، براي اعمال مراقبت،گامهاي ديگري است که در اين زمينه بايد برداشته شود.
لازم به يادآوري است چنانچه اين عمل دور از چشمان والدين انجام گيرد و يا با اطلاع آنها ولي همراه با بي تفاوتي باشد، زمينه ساز ابتلاي نوجوان به خودارضايي در دوران قبل از بلوغ و هنگام بلوغ خواهد بود.

2-ناآگاهي و بي خبري

نوجوانان به لحاظ محدوديت تجربه و اطلاع از مسايل، در موقعيتي قرار دارند که به طورطبيعي امکان خطاها و لغزشهايشان بيش از بزرگترها است و اين مهم بر عهده ي اطرافيان، والدين و محيط اجتماعي است که به مرور زمان نوجوانان را با مسايل ويژه هر مرحله ي سني و مقتضيات آن آشنا سازند، از جمله، آنها چندان اطلاعي از ماهيت و چگونگي عملکرد غريزه ي جنسي ندارند و به مجرد اولين نعوظ و نخستين انزال، به يک تجريه ي ابتدايي از لذت جنسي دست مي يابند و خاطره ي مطبوعي را در اين زمينه به دست مي آورند و براي تجديد آن خاطره، ابتکار عمل را به دست مي گيرند و با تحريک خود، به آن لذت نايل مي شوند.
بي خبري و غفلت نوجوان، منجر به اين مي شود که او براساس عامل «لذت آني»به ادامه ي اين عمل مبادرت نمايد.تنها انگيزه و عامل تداوم «خوارضايي»در اين مرحله «کسب لذت» به سهلترين و فوريترين شيوه است.عنصر آگاهي و اطلاع از نتايج و تبعات مسئله نيز مفقود است و والدين غافلتر ار نوجوانان، سرگرم اشتغالات خود هستند.
چه بسا، والديني که نسبت به کوچکترين تظاهرات بيماري فرزندان خود از قبيل سرماخوردگي و يا بي اشتهايي او حساس مي شوند و در فکر چاره هستند، لکن نسبت به تظاهرات «خودارضايي»و علايم کامجويي از خود، در فرزندانشان، دچار «بي حسي»و اختلال در توجه و دقت هستند.در نمونه نامه هاي ذکر شده، بزرگترين عاملي که به عنوان عامل توسعه خودارضايي ذکر شده بود جهل و غفلت والدين در اين زمينه بود.والديني که حاضر نشده بودند در اين امر حياتي با فرزندان خود به گفتگو بنشينند و در صورت مشاهده ي برخي از علايم، آنها را نسبت به پيامدهاي خودارضايي آگاه کنند و ايشان را برحذر دارند.لذا بي خبري نوجوان به ناآگاهي و غفلت والدين پيوند مي خورد و دور باطلي را به وجود مي آورد که حاصل آن تباه شدن جسم و جان نوجوان است.

3-انزوا

برخي از روان شناسان «خودارضايي»را «مرض تنهايي»نام نهاده اند. (4)
تنهايي به چندجهت مي تواند زمينه ساز خودارضايي باشد:
از سويي، تنهايي به مفهوم در هم شکستن پيوندهاي ارتباطي با ديگران، جامعه و اطرافيان است.پيوندهايي که بخشي از اوقات ما را پر مي کنند و تجربيات اجتماعي مناسبي را براي ما فراهم مي نمايند و روح را غني و سرشار مي سازند.کساني که در تنهايي مداوم به سر مي برند، از تجربيات مورد نظر محرومند و در برخوردهاي اجتماعي با کفايت عمل نمي کنند و اين مسئله نوجوانان را از ظاهر شدن در صحنه هاي اجتماعي برحذر مي دارد و به نوبه ي خود تنهايي و انزوا را عميقتر و ريشه دارتر مي نمايد.
از ديگرسو، تنهايي، روح نوجوان را ضعيف و حساس مي کند و نيروي اراده را تحليل مي برد.لذا با جمع بندي آنچه ذکر شد، مي توان نتيجه گرفت که تنهايي:
الف ـ اراده و نيروي فعال نوجوان را تضعيف مي کند.
ب ـ فرصتهاي اجتماعي را که بخش قابل توجه زندگي نوجوان را تأمين و اشغال مي کند، از او مي گيرد.
ج ـ براثر محروميتهاي اجتماعي (ناشي از تنهايي)نوجوان به زندگي دروني و ارتباط مداوم به خود، روي مي آورد.
دـ بر اثر گسيختن علايق و ذوقيات مطلوب،نوجوان ناچار به «کسب لذت از خود»روي مي آورد.
هـ نيروي ارادي که مي توانست مانع گرايشهاي جنسي خودارضا کننده گردد ناتوان شده و لذا نوجوان، مقاومتي در خود، براي غلبه بر اين گرايشها احساس نمي کند.
وـ و بالاخره «تنهايي»به منزله ي حصاري است که نوجوان به دور خود مي کشد.دراين صورت علايم هشداردهنده اي که اطرافيان بتوانند از طريق آنها به مشکل فرد (نوجوان)پي ببرند، کمتر به داخل اين حصار محکم نفوذ مي کند و لذا به توسعه و گسترش مسئله دامن مي زند.

4-خانواده ي آسيب زا

نقش خانواده در سلامت «حيات جنسي»فرزندان، از ساير عوامل چشمگيرتر و حساستر است.رعايت موازين اخلاقي و تربيتي در روابط فيمابين والدين، به ويژه در رابطه با زناشويي به عنوان عامل زيربنايي قابل توجه است و در مرحله ي بعدي کيفيت روابط با فرزندان خود، حائز اهميت ويژه اي است. والدين به لحاظ عشق و علاقه، اظهار محبت و نوازش و به ويژه روابط زناشويي، وظايف حساس و تعيين کننده اي دارند.
اولين گام در زمينه ي چگونگي رابطه ي جنسي بين پدر و مادر است.در برخي از احاديث آمده است (5)که بايد والدين حتي از انجام آميزش با يکديگر، در حالي که کودکي خردسال در آن مکان به خواب رفته است، پرهيز نمايند. چرا که فرزند متوجه والدين در اين حالت مي شود و مستعد گرايش به مسايل انحراف آميز جنسي مي گردد و يا در قرآن کريم در زمينه ي اجازه ورود گرفتن اطفال از والدين براي ورود به اتاق آن در سه نوبت تأکيد شده (6)و مي توان گفت تلويحاً جدا نمودن محل خواب والدين از محل خواب فرزندان مورد تأکيد قرار گرفته است که اين موضوع به جهت حفظ سلامت جنسي فرزندان، بسيار ضروري است.درغير اين صورت چه بسا فرزندان، شاهد آميزش والدين خواهند بود و اين امر تأثير و پيامدهاي خطرناک و جبران ناپذيري بر اخلاق و سلامت رواني آنان خواهد داشت.
در تحقيقي که براساس چهارصد نامه ي ارسالي از نوجوانان و جوانان به راديو (به عنوان برنامه ي آينده سازان)به عمل آمده است، (7)درموارد متعددي نوجوانان و جوانان،علت اصلي خودارضايي را در جريان قرار گرفتن مسايل خاص والدين و يا مشاهده ي اين عمل ذکرکرده اند، به گونه اي که ضربات جبران ناپذيري بر سلامت رواني و اخلاقي آنها از اين طريق وارد شده است. 
نوجواني از تهران بدون ذکر سن و مقطع تحصيلي خود نوشته است: (8)
دختري شاد و شاگرد ممتاز بودم.اما با فرا رسيدن سنين بلوغ بدبختيهاي من آغاز شد.
هنگامي که به سن بلوغ رسيدم، با کتک و شماتت مادرم مواجه شدم و چنان رفتار بي محبت مادرم تأثير سويي بر من گذاشت که دايماً درحال گريه به سر مي بردم و مسئله بلوغ خود را فاجعه مي دانستم.هميشه خود را منزوي مي کردم و کسي متوجه رفتار من نبود...
در اين قسمت از نامه او به نحوه ي اطلاع يافتن از آميزش پدر و مادر خود اشاره مي کند که در اثر بي مبالاتي و بي احتياطي آنان در اين امر صورت گرفته بود و اين عمل آنان فشار روحي و رواني شديدي به او وارد ساخت و سپس ادامه مي دهد که:
...به مرور زمان تاب و تحمل خود را از دست داده بودم و به طور کلي حالم دگرگون شده بود.احساس مي کردم که تمايلات خفته اي در من بيدار شده است که نمي توانستم با کوشش فراواني که درقبال آن انجام مي دادم، جلوي آنها را بگيرم و همين مسئله باعث شد که من مبتلا به «خودارضايي»شوم و بعدها بر اثر اين عمل زشت به بيماريهاي گوناگوني مبتلا شدم که نمي دانستم اثرات آن مي باشد، اما بعدها به اثرات آن و اين که اين عمل از گناهان کبيره است، پي بردم و آن را ترک کردم و در مقابل خداوند توبه کردم اما هرگز تصور نمي کنم که خداوند مرا ببخشد. 
نامه ي فوق، نمونه اي از موارد متعددي است که به دليل بي بندوباري والدين و عدم حساسيت نسبت به مسئله مهم بلوغ، انحراف خودارضايي را در نوجوان به وجود آورده است. 
خانواده ي آسيب زا، از سويي با عدم محافظت اخلاقي از روابط زناشويي بين خود، به احساسات ملتهب و پرقدرت بلوغ دامن مي زنند و آنها را برحسب تحريم غريزه ي جنسي، به «خودارضايي»و ساير انحرافات سوق مي دهند و از سوي ديگر با عدم رعايت وظايف اخلاقي و الهي خود، در قبال فرزندان، به رابطه ي معيوب و نامطلوبي شکل مي دهند.
کم نيستند والديني که فرزندان نوجوان را در آغوش مي فشارند و يا با بوسيدن آنها به شکل نامناسب، آنها را تحريک مي کنند و يا مادران جواني که پسران نسبتاً نوبالغ خود را با خود به حمام مي برند و يا ساير والديني که بستر خواب فرزندان نوجوان و بالغ خود را هنوز از يکديگر جدا نکرده اند.
در اين زمينه به چند حديث از معصومين و پيشوايان بزرگ الهي اشاره مي کنيم که در بعضي حتي از بوسيدن کودکان در سنين مورد اشاره منع به عمل آمده است:
در خصوص بوسيدن، پيامبر اکرم (ص)مي فرمايد:(9)
دختربچه شش ساله را، پسربچه نبوسد. همچنين زنها از بوسيدن پسربچه اي که سنش از هفت سال تجاوز کرده است، خودداري کنند.
اميرالمؤمنين علي (ع)نيز مي فرمايد:(10)
وقتي دختربچه، شش ساله شد مرد نامحرم حق ندارد او را ببوسد. همچنين نمي تواند او را در آغوش بگيرد.
امام صادق (ع)نيز متذکر مي شوند (11)که:
وقتي دختربچه به سن شش سالگي رسيد براي تو شايسته نيست او را ببوسي. 
در خصوص لمس کردن نيز حضرت علي (ع)مي فرمايد:(12)
دستمالي کردن مادر به آلت دختربچه ي شش ساله ي خود، يک قسم زنا محسوب مي شود.
و امام صادق (ع)مي فرمايد:(13)
اگرمادري بدنش را به بدن دختر شش ساله اي بمالد، مرتکب نوعي زنا شده است.در زمينه جدا کردن بستر خواب کودکان، پيامبر بزرگوار اسلام (ص) مي فرمايند:(14)
بستر خواب پسربچه با پسربچه و پسربچه با دختربچه و دختربچه با دختربچه، در سن ده سالگي بايد از هم جدا شود.
موقعي که فرزندان شما هفت ساله شدند، بستر خوابشان را از هم جدا کنيد.
به خدا قسم اگرمردي با همسر خود بياميزد و در اتاق کودک بيداري آن دو را در حال آميزش ببيند، سخنان آنها و همچين صداي تنفسشان را بشنود، آن طفل هرگز رستگار نخواهد شد.اگردختر باشد يا پسر، سرانجام به زناکاري آلوده مي شود.(15)
امام باقر (ع)نيز در اين خصوص مي فرمايد:(16)
بايستي بستر خواب پسربچه ي ده ساله را از زنها جدا کنيد.
پسرچون ز ده درگذشتش سنين 
ز نامحرمان گو فراتر نشين 
بر پنبه آتش نشايد فروخت
که تا چشم برهم زني خانه سوخت (17)
امام باقر (ع)مي فرمايد:
بپرهيز از (روابط ويژه)درجايي که کودک مميزي تو را مي بيند و رفتارت را آنچنان درک مي کند که قادراست به خوبي براي ديگران توصيف و تشريح نمايد.(18)
امام صادق (ع)مي فرمايد:
موقعي که در اتاق، کودکي حضور دارد، مردان با زنان يا کنيزان خود نياميزند.زيرا اين عمل،طفل را به راه بي عفتي و زناکاري سوق مي دهد. (19)
به نمونه ي ديگري از خودارضايي که به حسب انحراف اخلاقي بستگان و عدم مراقبت از فرزندان خود، به وجود آمده است، اشاره اي مي کنيم:(20)
در سنين کودکي، مورد سوءاستفاده دو تن از محارم خويش قرارگرفتم و بر اثر اين عمل به استمناء و خودارضايي مبتلا شدم و به واسطه ي تکرار اين عمل، دامنم لکه دارشد و حالا نيز خواستگاران فراواني دارم که هرکدام يکي از ديگري بهتر هستند، به دليل همين مسئله است که مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم، بدون اين که علت نخواستن شوهر را پدر و مادرم بدانند.آنها از اين موضوع هيچگونه اطلاعي ندارند و اين جرأت را که بتوانم با مادرم در اين باره صحبت کنم، ندارم.شما راه حلي به من نشان دهيد، درضمن به متخصص نيز بدون اطلاع مادرم مراجعه کرده ام و او نيز مشکل مرا تأييد کرده است.به خدا قسم به علت اين که وقتتان را بيشتر نگيرم، نامه ام را کوتاه نوشتم تا شما وقت آن را داشته باشيد که آن را بخوانيد و جواب بدهيد.تصميم گرفته ام، اگر راهي برايم نباشد، خودکشي کنم.آيا خودکشي در اين وضعيت عيبي دارد؟ هر چند گناه کبيره محسوب مي شود.به خاطر گناهانم، خيلي از مرگ 
مي ترسم،شما بگوييد چه کنم؟ تو را به خدا جواب دهيد.(21)
خانواده ها مسئوليت زيادي در قبال حفاظت اخلاقي فرزندان خود دارند و اين مسئوليت درسنين بلوغ مضاعف مي شود، ولي از حيث اين که دختران نسبت به پسران آسيب پذيرترند و بيشتر درمعرض سوءاستفاده و به انحراف کشيده شدن قرار دارند، به ويژه خانواده هاي دختردار بيشتر بايد از جهت مراقبت و نگهداري، به موضوع اهميت بدهند و به حسن رابطه خود با نوجوانان در اين دوره واقف باشند.

5-دوستيهاي آلوده و مشکوک

نفوذپذيري نوجوانان از دوستان و همسالان بيش از سايرگروهها است؛ يعني نوجوانان از همسن و سالان خويش بيشترتأثير مي پذيرند و به رنگ آنها درمي آيند تا ديگران و همچنين خلق و خوي دوستان خويش را براي خود الگو قرار مي دهند.
درسنين بلوغ، نجواها و صحبتهاي آهسته و درگوشي بين نوجوانان بيشتر مي شود و محوراين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي است که به صورت مخفيانه و دور از نظارت بزرگترها طرح مي شود.نوجوانان به تبادل اطلاعات جنسي با يکديگر مي پردازند و از خود حرص و ولع خاصي دراين باب نشان مي دهند.
يکي از مواردي که نوجوان به ناچاراطلاعات مربوط به بلوغ و مسايل جنسي خود را از کانالهاي نامطمئن و مشکوک کسب مي نمايد، اين است که والدين گفتگوهاي ضروري مربوط به بلوغ را با فرزندانشان انجام نمي دهند و هاله اي از ابهام و اسرار مخفي بر اين منطقه از دانستنيهاي نوجوان، پيوسته سايه افکنده است.
چنانچه خانواده ها و مربيان از جنبه ي مسايل ضروري بلوغ، نوجوانان را مطلع نمايند و اطلاعات لازم را به گونه اي صحيح و مناسب در اختيارشان قرار دهند، ديگر نيازي به سوق يافتن نوجوان به دوستان و همسالان براي کسب اين گونه اطلاعات احساس نمي شود. 
نامه هاي بخشي از نوجوانان و جوانان، مؤيد اين معناست که در پاره اي از موارد، علت اصلي خودارضايي نوجوان، حضور دوستان ناباب از يک سو و بي خبري نوجوان ازمسايل ضروري و صحيح از سوي ديگر، مي باشد.
نوجوان بيش ازحد به دوستانشان اعتماد دارند و با نوعي ساده انديشي و اطمينان کامل با رفقا و معاشران خود مرتبط مي شوند و اين سرآغاز و زنگ خطري براي به انحراف کشيده شدن آنها محسوب مي شود.
علاوه بر آگاهي بخشيدن نسبت به ضروريات بلوغ، بايد خانواده ها و مربيان در زمينه ي دوستيها، معيارهاي انتخاب دوست خوب و خطرات ناشي از معاشرتهاي آلوده و ناباب، با نوجوانان به گفتگو بنشينند و ذهن آنها را به شيوه ي مناسبي جهت و آگاهي بخشند.
دخترنوجواني درنامه ي خود اين گونه مسايل را مطرح کرده است. (22) 
پنج سال پيش وقتي که کلاس چهارم ابتدايي بودم خانواده ي جديدي به کوچه ي ما نقل مکان کرد و اين سرآغاز بدبختي من بود.اين خانواده دختري داشت که دو سال از من بزرگتر بود.من با او دوست شدم و روابط صميمانه اي بين ما برقرار شد، طوري که حتي يک لحظه دوري از هم را به سختي تحمل مي کرد. ولي او به اين دوستي پاک خيانت کرد و مرا به راهي کشيد که رهايي از دام آن بسيار مشکل است.بله او مرا به مرض و بيماري وحشتناک «خودارضايي» دچار کرد و خود از آنجا رفت و مرا با يک دنيا آه و حسرت و پشيماني تنها گذاشت.درابتدا هفته اي دو يا سه باربيشتر اين عمل زشت را تکرار نمي کردم اما هرچه بزرگتر مي شدم برتعداد اين عمل افزوده شد و کار به جايي کشيد که حتي پيش مي آمد که در يک روز ده بار اين کار را انجام مي دادم.من که دختري پرجنب و جوش بودم و کمتر کسي مي ديد که يک گوشه نشسته باشم، کم کم به يک دختر گوشه گير و رنگ پريده مبدل شدم.
اين کارروي تحصيل من اثر گذاشت، من که تا سال سوم راهنمايي جزو شاگردان خوب کلاس بودم،درسال سوم راهنمايي، ثلث اول يک تجديدي آوردم اما توانستم به مدت دو ماه «خودارضايي»را ترک کنم و تجديدي خود را جبران کنم.لکن با ورود به کلاس اول تجربي دوباره «خودارضايي»من شروع شد.
من هميشه درفکر ورود به دانشگاه بودم و هميشه حساب مي کردم چند سال ديگر وارد دانشگاه مي شوم.ولي اينطوري که خود حساب مي کنم اگر عمل «خودارضايي»را ادامه دهم، هر سال تنزل مي کنم و حتي ممکن است مردود شود.خيلي دلم مي خواهد که از اين بيماري وحشتناک رهايي يابم.اما نمي دانم چه کنم، خواهش مي کنم مرا در ترک اين عادت زشت ياري دهيد.(23)
همانگونه که دراين نامه مشاهده شد، عوامل زير در انحراف اين نوجوان، تأثير داشته اند:
الف ـ دوستي ناباب و مشکوک با فردي ديگر،به ويژه با شخصي بزرگتر از خود.
در بيشتر موارد،دوست ناباب و بزرگتر، عامل به انحراف کشيده شدن نوجوان است.
ب ـ بيش از حد صميمي شدن و روابط نزديک برقرار کردن با دوست و همسايه.
در سنين بلوغ بايد دوستيهاي افراطي را با احتياط و دقت زيادي کنترل نمود. زيرا منشأ انحراف، عميقتر مي گردد.
ج ـ فقدان نظارت و مراقبت والدين و اولياي مدرسه در مورد عوارض خودارضايي نوجوان، شکستهاي تحصيلي وي و انزواي بيش از حد اين دختر، مشکل را پيچيده تر و عميق تر نموده است. 

6-بيماري طولاني

برخي از کودکان و يا نوجوانان به دليل ضعف بنيه ي جسمي و ساختمان بدني خاصي که دارند، بيشتراز ديگران و همسالان خود، در معرض ابتلا به بيماري قرار مي گيرند و ناچار به ماندن طولاني دربستر بيماري مي شوند و يا برخي ديگر به دليل عارضه ي ناگهاني از قبيل شکستگي استخوانهاي پا و لگن و يا هر ضايعه ي ديگري،مدتهاي مديد ناچارند در بستر بيماري بمانند و دوران معالجه و نقاهت پس از آن را پشت سر بگذارند.اين گونه اقامتهاي طولاني در بستر، کودک و نوجوان را خسته و ملول مي سازد، به نحوي که ناگزير خود را به چيزي مشغول مي کند.دراين موارد تماس با بدن، به ويژه اندام جنسي منجر به کسب لذت مي شود و در اثرمداومت براين کار، به صورت عادت درمي آيد. لذا چنانچه کودک و نوجوان ناگزير به استراحت طولاني است، بايد ضمن مراقبتهاي بهداشتي لازم، زمينه هاي سرگرمي مناسب و سالم و سازنده اي را براي او درهمان بستر فراهم نمود؛ از قبيل مطالعه ي کتب مفيد و آموزنده ي داستاني، علمي، تخيلي، بازيهاي فکري، استفاده از برنامه هاي مناسب تلويزيون و ساير موارد مي تواند درجهت حل اين مشکل، مؤثر واقع شود.

7-احساس کهتري

علي رغم آنکه همه ي ما دوست داريم مورد تکريم و تحسين ديگران واقع شويم، لکن اين نياز دربرخي از انسانها، به ويژه نوجوانان، تأمين نمي شود و غالباً به دنبال آن،احساس سرخوردگي و يأس، جانشين احساس مورد احترام بودن و ارزش داشتن نزد ديگران، مي گردد.
همان اندازه که احساس حقارت، دلسرد کننده و قهقهرايي است، انساني که در معرض اين تأثيرنامطلوب واقع مي گردد، احساس فرومايگي و بد بودن مي کند و به تدريج از قله هاي رفيع منزلت و شأن انساني، فاصله مي گيرد و سقوط مي کند.
در واقع بايد گفت بين احساس عزت و کرامت فرد از يک سو و ابتلا به انحرافات اخلاقي از سوي ديگر،رابطه ي معکوس وجود دارد؛ به ميزاني که خود را صاحب منزلت و احترام بدانيم از گناهان و لغزشها فاصله مي گيريم و به نسبتي که خود را دون مايه و تهي بيابيم، در وادي انحرافات درمي غلتيم و خود را از دست مي دهيم.
معادله ي رفتاري نوجوانان نيز برهمين اصل مبتني است که «خودارضايي» با عظمت روحي نوجوان سر سازگاري ندارد و آن که درخود عظمتي و کرامتي نمي يابد، تفاوتي ندارد که از خود سوءاستفاده کند و يا به رابطه ي نامشروع ديگري بپيوندد.
از اين رو، نوجوانان را بايد تکريم نمود تا احساس منزلت و جلالت شأن درآنها پرورش يابد و خود را والاتر و منزه تر از آن بدانند که در وادي گناهان فرو افتند.اين اصل رواني درکلامي شيوا از امام علي (ع)به خوبي و روشني بيان شده است که فرمود:
مَن کَرُمت عليه نَفسُهُ، هانت عليه شهواتُهُ (24)
يعني:کسي که در خود احساس کرامت مي کند، شهوات و لغزشها نزد او بي مقدار مي شوند. 
خانواده و مربياني که شخصيت نوجوان را به مسخره مي گيرند و احساسات او را جريحه دار مي کنند، آگاه باشند که درهم شکستن بنيان شخصيتي نوجوان، نه تنها او را از رسيدن به اهداف متعالي بازمي دارد، بلکه علاوه بر آن، راه را براي نفوذ ضد ارزشها، بيماريهاي اخلاقي و انحرافات رفتاري از جمله خودارضايي، فراهم و هموار مي کند.اين معنا نيز درکلام ديگري از امام اميرالمؤمنين علي (ع)آمده است که فرمود:(25)
مَن هانت عليه نَفسُهُ، فلا ترجوا خيرَه
کسي که شخصيتش ،خوار و بي مقدار باشد،اميدي به خير او نداشته باشيد.
نوجواني که احساس کهتري (حقارت)نمود،دفاع رواني و اخلاقي اش در برابر تمايلات زودگذر و شهوات به شدت کاهش مي يابد و آسيب پذير مي گردد:از يک سو به لحاظ احساس فرومايگي ،از جامعه و همسالان فاصله مي گيرد.زيرا شرم و خجلت افراطي چنين نوجواني او را در برخورد با گروه و جامعه ،خلع سلاح مي کند و از سوي ديگر در خلوت ناشي از احساسي کهتري به دنبال تشفي احساسات جريحه دارشده ،به خود ارضايي دست مي يازد.
برخي از روان شناسان به رابطه ي بين عقده ي حقارت و استمنا اشاره کرده اند.
«هادفيلد»(26)به عنوان يک صاحبنظر در مسايل بلوغ مي نويسد:
عقده ي حقارت نيز موجب تشويق به استمناءمي گردد.زيرا آن لذت ناچيز موقتي که استمناء به وجود مي آورد،تا اندازه اي آزردگي دروني را جبران مي کند ولي غالباً پس از اين عمل ،کودک يأس و تأسف شديدتري احساس مي کند که بيش از پيش بر احساس حقارت وي مي افزايد.(27)
وي همچنين مي افزايد:
بديهي است که دراين موارد ،ملامت کردن کودک و يا تحريک وي به احساس گناه و تقصير به حالش زيانبخش تر خواهد بود.زيرا اين عقيده را بيش از پيش در وي تقويت خواهد کرد که مورد علاقه ي ديگران نيست و يا آن که هيچ گونه ارزشي ندارد.(28)
«کامجويي از خود»گرچه موقتاً نوجوان را تشفي مي بخشد و قدري آرامش و رخوت به همراه مي آورد،لکن اين آرامش کاذب است و به اصطلاح،آرامش قبل از طوفان ناميده مي شود.طوفاني که بعدها سر بر مي آورد و خرمن هستي نوجوان را در حريفي دامنگستر،مي سوزاند.
آرامش واقعي را زماني مي توان به دست آورد که غريزه ي جنسي در مجراي صحيح و در چهار چوب قانون و شرع ارضا شود.لکن هرروش ديگري به جز اين،وقتي انجام شد،نه تنها فرد را به آرامش و تعادل رواني نايل نمي گرداند ،بلکه به مرور مخل امنيت و آرامش رواني مي گردد و هسته ي اصلي عصبيت را در وجود او ايجاد مي کند.از اين رو نبايد شخصيت نوجوان را متزلزل نمود و او را به نااميدي و يأس از خود و از آينده ي روشن، سوق داد، بلکه بايد به او شخصيت داد و در پرتو آن، احساسات با عظمت و متعالي را در او تقويت نمود تا براساس ايجاد يک شخصتي مکفي و معتمد به نفس، بتوان نيروي مقاومت اخلاقي را در او افزايش داد، تا بتواند همچون سدي پولادين در مقابل هجوم تمايلات شهواني و کامجويي بدلي، ايستادگي کند.
خانواده ها و مربيان با تأکيد برنقاط مثبت شخصيت نوجوان پرورش آن جنبه ها، مي توانند با مؤثرترين شيوه، به او در برابر تهاجم تمايلات نفساني، مصونيت بخشند تا سلامت فرد و جامعه از برآيند آن دو حاصل گردد.

8-تقليد و بدآموزي

کودکان و نوجوانان، استعداد شگفتي براي تقليد و اقتباس از الگوهاي رفتاري از خود نشان مي دهند.اين گونه تقليدها، در بيشتر موارد با درايت و آگاهي توأم نيست، بلکه صرفاً براساس مشاهده ي رفتار و پذيرش آن، صورت مي گيرد. از اين رو، زماني تقليد جنبه ي بدآموزي به خود مي گيرد که رفتارهاي مورد اقتباس، منفي و ضدارزشي باشد.
«خودارضايي»به سهولت مي تواند مورد تقليد نوجوانان قرار گيرد.چنانچه نوجوانان فرصتهاي زيادي را با هم و دور از نظارت والدين و مربيان بگذرانند، امکان انتقال اين گونه تجربيات منفي به راحتي وجود خواهد داشت.
اين امر به ويژه زماني شدت مي يابد که نوجوانان براي مدت قابل توجهي در مسافرتها، اردوها و مراکز آموزشي و نظامي شبانه روزي با يکديگر باشند و علاوه بر آن اگر حضور بزرگترها و نظارت آنها به حداقل برسد، امکان بدآموزي و تقليد «خودارضايي» سريعتر فراهم مي شود و يا اين که در برخي از مدارس، دستشوييها در محلي دور از نظارت مسئولين اين قبيل اماکن است و فرصتي براي تعدادي از دانش آموزان مسئله دار فراهم مي شود تا به نيات خود جامعه عمل بپوشاند.لذا ضروري است مرتباً به اين محلها سرکشي شود تا امکان بدآموزي و انحراف جنسي به حداقل برسد.
در موارد ديگر، تعداد دستشوييهاي مدارس خيلي محدود است و تناسبي با تعداد دانش آموزان ندارد. لذا برخي از آنان فرصت نمي يابند که به تخليه ي مثانه بپردازند که اين امر خود، در تحريک زايي آنان سهمي مؤثر دارد.در مورد مراکز شبانه روزي، اردوها و مسافرتهاي دسته جمعي که دانش آموزان به اتفاق مربيان شرکت مي کنند، بهتر است مربيان و مسئولين، تربيتي اتخاذ نمايند که در خوابگاهها نيز حضور آنان احساس شود تا دانش آموزان با مشاهده ي آنان، فرصت و زمينه ي مناسبي براي انجام برخي از اعمال، نظير بدآموزي و انتقال منفي، پيدا نکنند.

9-بلوغ نابهنگام (زودرس)

بلوغ طبيعي و بهنجار،نوجوان را درموقعيت ايفاي جنسي و توانايي توليد مثل قرار مي دهد، ولي همانطور که قبلاً دراين زمينه اشاره نموديم به دليل فاصله اي که بين بلوغ جنسي (بهنجار)و بلوغ رواني و اقتصادي وجود دارد، به ناچار بايد ارضاي اين غريزه را به تعويق افکند و به زماني موکول کرد که شرايط ديگري از قبيل توانايي روحي براي تشکيل خانواده و همچنين توانايي و قابليت تأمين درآمد نيز به وجود آمده باشد.
نظر به مشکلات ياد شده، اگر مسئله بلوغ زود هنگام را به آنها بيفزاييم، نوجوان را در وضعيت بغرنج و دشواري مشاهده مي کنيم.زيرا اختلاف فار مربوط (تفاوت زماني بلوغ جنسي و بلوغ رواني و اقتصادي)باز هم بيشتر مي شود.
البته، دختران و پسران نسبت به بلوغ زودرس، واکنشهاي يکساني نشان نمي دهند.زيرا دختران به طور معمول يکي دو سال زودتر از پسران بالغ مي شوند و زماني که دختر نوجواني دچاربلوغ زودرس شود، به اين مفهوم است که زودتر از همه ي همسالانش به رشد بدني و افزايش طول قامت و حجم فيزيکي بيشتري دست يافته است که او را در بين همسالان، از همه متمايز مي کند.
تجربيات دست اندرکاران تربيتي مؤيد آن است که معمولاً دختران نوجوان از بلوغ زودرس رنج مي برند و احساس ناراحتي مي کنند و سعي دارند حتي المقدور اين موضوع را از ديگران مخفي نگه دارند.درحالي که پسران نوجوان برعکس دختران از بلوغ زودرس استقبال نموده و با نوعي غرور و شعف با ديگران از آن گفتگو مي کنند.
بديهي است نوجوانان پسر و دختري که زودتر از موعد مقرر به بلوغ مي رسند دچار تحريکات بيشتر و تنشهاي فراوانتر مي گردند و براي ارضاي خويش به نحو مطلوب، فاصله ي زماني طولاني تري را بايد طي کنند و چون همه ي آنها در وضعيت اخلاقي و ارادي آنچناني نيستند که با پرهيزکاري، اين مدت را به سر آورند، لذا امکان ابتلاي آنان به «خودارضايي»بيشتر از ساير نوجوانان خواهد بود.

10-عوامل محرک فرهنگي 

شرايط فرهنگي و اجتماعي به گونه اي است که نوجوانان مانند ساير گروههاي سني در معرض بمباران بي وقفه ي پيامهاي اطلاعات و علوم مختلف قرار دارند.رسانه ها زبان ارتباطي اين پيامها با مردم است و نقش گسترده و فراگير آنها براي هيچ کس قابل انکار نيست.تبادلات فرهنگي کشورهاي مختلف از طريق کتب،مجلات، فيلمها و نوارهاي گوناگون و غيره انجام مي پذيرد،به گونه اي که امروزه هيچ کشوري نمي تواند فضاي فکري بسته و محدودي به وجود آورد.بايد اذعان نمود که بيشتر تبادلات فرهنگي، در برگيرنده ي عناصر منفي و جنبه هاي بدآموز مي شود، واقعيت امر آن است که در بيشتر نقاط کشورآثار سوء و نامطلوب فرهنگ مبتذل غرب را مي توان مشاهده نمود.
فرستنده هاي راديويي و تلويزيوني، فيلمهاي سينمايي وارداتي، سريالهاي خارجي مغاير با فرهنگ اسلامي، کتب و مجلات خارجي، نوارهاي ويدئو و کاست که آخرين فيلمهاي روي پرده را در دنياي غرب به سهولت به داخل کشور سرازير مي کند، عکسها و آلبومهاي مبتذل و ساير ابزار تبليغ که در دست دشمنان اين جامعه، به طورمؤثري عليه ما به کار گرفته است. مجموعاً ايجاد کننده ي محيط محرک جنسي براي نوجوانان اين مرز و بوم است.مع الاسف خطر ويرانگر اين هجوم تبليغاتي و فرهنگي کاملاً احساس نشده و لذا مقابله ي با آن هم کاملاً جدي گرفته نشده است.
گر چه مبادله ي اين ابزارهاي تبليغاتي به شيوه ي نسبتاً مخفيانه انجام مي گيرد، ولي مدارس و مراکز حضور نوجوانان، همچون ميادين ورزشي و پارکها و غيره، زمينه ي مناسب اين تبادلات را فراهم مي نمايد.
کتابهايي که به شرح و تفسير روابط زناشويي همراه با تصاوير و جزئيات پرداخته اند، کم نيستند و به راحتي قابل خريداري و استفاده ي نوجوانان مي باشند.
عکسهاي مبتذل و تحريک آميز جنسي به گونه اي روان شناسانه، اخلاق و فرهنگ نوجوانان را در معرض هجومي سخت و ويرانگر قرار داده اند.
پسر جواني در نامه اي اين گونه مي نويسد:
14 سال بيشتر نداشتم که با دانش آموز ديگري دوست شدم.يک روز عکسي را در محل خلوتي به من نشان داد که مو بر بدنم راست شد...من که تا آن روز چنين عکسي و صحنه اي را نديده بودم، کاملاً تعادلم را از دست دادم. براي مدتهاي مديدي، شب و روز به آن عکس فکر مي کردم و گويي در ذهنم زنده بود.هرکاري مي کردم از خاطرم نمي رفت و مرا رها نمي کرد، تا اين که پس از مدتها مقاومت در برابر «خودارضايي»مقاومتم را از دست دادم و مبتلا به اين بيماري خانمانسوز شدم.اکنون سالها از آن روز مي گذرد و من در صدد ترک برآمده ام ولي نياز به کمک شما دارم.بگوييد چه کنم؟
«سيلوانوس استال» مؤلف کتاب ارزشمند «آنچه که يک جوان بايد بداند؟» در اين زمينه مي نويسد:(29)
گويند پس از آن که سروانتس نويسنده ي مشهور اسپانيولي در کتاب «دون کيشوت»از شواليه ي اسپانيا به سخريه و استهزا سخن راند، در خوانندگان چنان مؤثر افتاد که مردم ديگر پيرامون پهلواني و روحيه ي پهلواني نگشتند و ديگر از آن سرزمين، قهرماني برنخاست.پس اگر کتابي تنها بتواند خوي سلحشوري ملتي را اين سان دگرگون کند، يک مصنف زبردست خواهد توانست به آساني جواني را بفريبد و گمراه کند و او را با خواندن کتابي به ريشخند ساختن آيين پرهيزکاري و پسنديده دانستن زشتي برانگيزد، ادبيات هزل آميزي که از دايره ي شرم و آزرم بيرون است، منافي اصول اخلاقي و خطرناک مي باشد.

11-حساسيتهاي پوستي

برخي از بيماريهاي جلدي در سنين کودکي و يا نوجواني سبب تحريک موضعي مي شود و ايجاد خارش مي نمايد.زمينه ي پيدايش اين گونه حساسيتها، ممکن است در عدم رعايت بهداشت، ايجاد عفونتهاي پوستي، حساسيت داشتن نسبت به مواد شيميايي و يا چيزهاي ديگر، وجود داشته باشد و به هرصورت در چنين موقعيتي نوجوان آماده ي تحريک مي شود و به نوعي براي رفع تحريک و تنش، اقدام مي نمايد.
«موريس دبس»صاحبنظر مسايل بلوغ، معتقد است:(30)
گاهي اوضاع و احوال محلي (موضعي)نيزعمل استمنا (خودارضايي) را تحريک مي کند؛ مثلاً هر چيزي که موجب پيدايش خارش دستگاه تناسلي بدن شود و درنتيجه، دستمالي و تماس را موجب گردد.
دربرخي از موارد سوءتغذيه نيزمنجر به ايجاد عوارض پوستي مي شود و زمينه ي خارش را فراهم مي کند؛ مثلاً غذاها و خوراکيهايي که طبيعت آنها اصطلاحاً گرم است، اگر بيش از حد مورد نياز بدن مورد استفاده قرار گيرد، باعث مي شود که جوشهايي درنقاط مختلف بدن ظاهر شود و ايجاد حساسيت و تحريک نمايد. 
لذا توجه به تغذيه ي صحيح و متناسب نوجوانان، به طور منظم حمام رفتن و رعايت اصول کامل بهداشت و در صورت مشاهده حساسيتهاي جلدي به يک متخصص امراض پوست مراجعه نمودن، مي تواند از دستکاري بيش از حد بدن و بخصوص دستگاه تناسلي جلوگيري نمايد.

12-اضطراب و نگراني

دوره ي نوجواني را غالباً مي توان با اضطراب همراه دانست.اضطراب از آينده، ازدواج، شکست تحصيلي، فقدان اعضاي خانواده و بالاخره نگراني از سلامت جسمي و رواني، همه، موضوعهايي است که نوجوان را شديداً تحت تأثير قرار مي دهند. 
در پاره اي از موارد علل اضطراب براي نوجوان روشن و معلوم است و در مواردي ديگر نامعلوم.ولي آنچه در همه ي اضطرابها مشترک است، رنج و اندوه نوجوان ازحملات اضطرابي است که به او هجوم مي آورند.

نگراني چيست؟

نگراني از ديدگاه روان شناسان مختلف مورد تعريف و بحث و بررسي واقع شده است که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود:(31)
1-احساس ناگواري که به نظر مي رسد، يک غريزه يا ميل از رسيدن به غايت و هدف خود باز خواهد ماند.
2-احساس و هيجاني انگيخته از بيم، در برابر شر يا خطري احتمالي و نزديک.
3-بيم خفيف مزمن و مستمر.
4-احساس تهديد و تلاقي مبهم با خطر،بدون اين که حتي شخص قادر باشد بگويد از چه چيز مشخصي هراسان است.
5-کشش و بي قراري و هيجان انتظار موجود ميان بيم و اميد.
يکي از صاحبنظران و روانکاوان معروف به نام خانم «کارن هورناي»مي گويد:براي روبرو شدن با مسئله نگراني، ما بايد سه نکته را به خوبي کاوش کنيم:(32)
1-چه چيز مورد تهديد قرار گرفته است؟
2-چه چيز منشأ و موجب احساس خطر شده است؟
3-چه چيز موجب احساس زبوني در برابر خطر شده است؟
و بالاخره روانکاو وصاحبنظر برجسته اي همچون «اريک فروم» علل اساسي نگراني را در سه نوع تلخيص مي کند:(33)
1-نگراني وجودي يا فلسفي.
2-نگراني اقتصادي.
3-نگراني تکاپويي.
نگراني وجودي يا فلسفي براي انسانهاي بهنجارنيز مطرح است و بيشتر اين مسئله طرح مي شود که انسان چرا بايد زندگي کند؟ و چرا بايد بميرد؟
نگراني اقتصادي به ميزان احساس امنيت فرد در برابر تهديدهاي شغلي و اقتصادي بستگي دارد.
نگراني تکاپويي به نقل و انتقال زندگي، مهاجرتها و مسايل ديگري از اين قبيل برمي گردد.
نگراني در سنين مختلف، انسان را تحت تأثير قرار مي دهد و حالت پيشرفته اش به نام «دپرسيون»(34)(افسردگي)موسوم است در نوجواني، تظاهرات مختلفي را به وجود مي آورد.
برخي از روان پزشکان معتقدند که:
در بسياري از نوجوانان «دپرسيون»سبب مي شود که آنها دست به يک رشته ارتباط جنسي با ديگران (يا خود)بزنند.شايد مي خواهد خود را 
با يک عمل جنسي، از افسردگي رهايي بخشد ولي بالعکس هر رابطه ي جنسي، احساس گناه و تقصير او را بيشتر مي سازد و در نتيجه مانند يک سيکل معيوبي اين اعمال جنسي را تکرار مي کند.(35)
اضطراب و نگراني، فرد را تحت فشار رواني خاصي قرار مي دهد، به گونه اي که او در صدد برمي آيد به عاملي پناه ببرد و در پناه آن، خود را از فشار مذکور برهاند.زماني که نوجواني داراي روابط معيوب و آسيب ديده اي با اطرافيان و والدين خود باشد، ترجيح مي دهد که به عوض پناه بردن به ديگري، به وجود خويش پناه ببرد و خود را تشفي بخشد.لذا گرايشهاي مقدماتي نوجوان به خودارضايي، اين گونه آغاز مي شود و با تکرار اين عمل، بر اضطراب او افزوده مي شود.
گفتگوهاي روشنگرانه و دوستانه با نوجوانان پيرامون ماهيت اضطرابها، چگونگي عملکرد آنها به ويژه شيوه هاي برخورد با نگرانيها مي تواند در کاهش دپرسيون آنان و در نتيجه در تخفيف «خودارضايي»آنان، بسيار مؤثر و مفيد واقع شود.

13-مشکلات دوران پرستاري

درتقسيم بندي مراحل رشد، معمولاً دوره اي را که از تولد شروع مي شود و به سه سالگي ختم مي گردد،«دوره ي پرستاري»مي گويند.اين دوره بر حسب شرايط خاص کودک،حائزاهميت زيادي است.کيفيت شيرخوارگي، تغذيه تنظيم خواب کودک و نوع بازيهاي او مي تواند درحيات جنسي کودک تأثيرهاي زيادي برجاي گذارد.
نحوه ي خوابانيدن طفل ازجمله ي مهمترين مسايل است که بايد مادران به آن توجه خاصي داشته باشند.برخي از مادران، طفل را به حالت «دمرو» روي پاهاي خود مي خوابانند و او را تکان مي دهند.اين کيفيت، موجب تماس عضو جنسي کودک با مادر شده و او را تحريک مي کند يا خوابانيدن کودک دمرو در تخت يا رختخواب وي اگر به صورت عادت درآيد، آثار سويي در بر خواهد داشت.لذا در اين سنين که کودکان بعضاً بي قرارند و بد مي خوابند و نياز به مساعدت مادر دارند، از هرگونه دمرو خوابانيدن کودک و نيز هرحرکتي که منجر به مالش و تماس دستگاه جنسي کودک با بدن مادر،رختخواب و يا زمين شود، بايد خودداري شود و کودکان را از ابتدا به گونه اي عادت داد که به اصطلاح «طاقباز»بخوابند.
در تعليم نظافت و طهارت کودک نيزبايد دقيقاً توجه نمود که هنگام تطهيرکودک توسط يکي از والدين، بيش از اندازه، دست آنها با عضو جنسي کودک تماس حاصل ننمايد و گرنه منجر به نوعي احساس لذت در کودک شده و احتمالاً پايه گذار عادات نامطلوبي از قبيل دستکاري کودک و تماس با بدن و بالاخره استمنا خواهد شد.متأسفانه برخي از والدين براي سرگرم کردن کودک، با آلت جنسي او بازي مي کند.اين کار،گرچه موقتاً طفل را مشغول مي کند، ولي آثار بسيار وخيمي درآينده، درحيات جنسي و رواني کودک بر جاي مي گذارد، به گونه اي که جبران آن بعضاً دشوار خواهد بود.به اين گونه والدين بايد آموزش کافي داده شود تا در اين زمينه دچار لغزش و روشهاي غلط نگردند.
مورد ديگري که لازم است به آن اشاره کنيم، شيوه ي نامطلوب بعضي از والدين است که براي خندانيدن کودک، او را قلقلک مي دهند و اين کار را نوعي سرگرمي براي خويش و مسرت خاطر کودک تلقي مي کنند.در واقع اين عمل، نوعي تحريک بدني کودک محسوب مي شود که نواحي حساس و تحريک زاي بدن او از قبيل پهلوها، زيربغلها و نواحي ديگر را هدف قرار مي دهد و از نظر تربيتي بسيار زيانبخش و مضر است، زيرا اين عمل کودک را تحريک مي کند و او را مستعد تحريکات بدني ديگري که شخصاً ممکن است عامل آن باشد، مي نمايد و در حقيقت والدين ناآگاه با اين عمل، احساسات خفته ي او را بيدار مي کنند و درمعرض تحريکات زودرس قرار مي دهند.

14-لباس نامناسب

عامل ديگري که در«خودارضايي»کودکان و نوجوانان مؤثر است، استفاده از لباسهاي نامناسب است.اين مسئله به دو صورت مي تواند مشکل آفرين باشد:
1-پوشانيدن لباسهاي جنس مخالف به کودک.
2-پوشانيدن لباسهاي تنگ، چسبان و تحريک آميز.
در حالت اول، معمولاً والديني به اين کار مبادرت مي نمايند که علاقمند به داشتن فرزند از جنس ديگري هستند؛ مثلاً پسردارند ولي شديداً خواهان دختر هستند و يا بالعکس دختر دارند و شيفته ي فرزند پسر مي باشند و چون آرزوي آنها تحقق پيدا نکرده است، با پوشانيدن لباس دختران براندام پسران و حتي آرايش دخترانه، سعي درتشفي ناکامي خود و آرزوي برآورده نشده،دارند و بالعکس در مورد دختران، پوشانيدن لباس پسرانه و فرم وآرايش پسرانه مطرح است.
اين عمل درايفاي نقش و «هويت جنسي»اختلال ايجاد مي نمايد و منجر به گرايش کودک به جنس مخالف مي شود.از اين رو توصيه مي شود که والدين، فرزندان خود را به همان وضعيت و جنسيتي که هستند بپذيرند و در همان هويت خاص تربيت کنند براساس دختر و پسر بودن، تربيت زن کامل و يا مرد کامل را در مورد آنها اعمال نمايند.
در حالت دوم،استفاده از لباسهاي تنگ و چسبان، منجر به تحريک جنسي فرزندان مي شود، بخصوص استفاده از شلوارها و لباسهاي نامناسب، باعث نوعي جلب توجه نوجوان به اعضاي بدن،به ويژه دستگاه تناسلي مي گردد.
علاوه براين که لباس تنگ از نظر بهداشتي براي بدن زيان آور است از حيث پرورش صحيح و حيات جنسي نيز آفاتي را به دنبال دارد.به اين لحاظ انتخاب لباس مناسب درسنين قبل از بلوغ و دوران بلوغ يکي از وظايف حتمي والدين است.

15-نيمکتهاي مسئله آفرين 

شکل قرارگرفتن دانش آموزان در کلاس درس و نشستن روي نيمکتهاي کلاس، يکي از مسايلي است که متأسفانه علي رغم اهميت آن،توجه جدي و لازم به آن معطوف نشده است. 
ترديدي نيست که ما از دوره اي سخن مي گوييم که نوجوانان بيشترين استعداد تحريک پذيري را دارند.اين تحريک پذيري به گونه اي است که نوجوان حتي با کمترين تماس بدني و جسمي،کاملاً تحريک مي شود.وجود نيمکتهاي يکسره، که دانش آموزان به حالت فشرده اي در کنار هم مي نشينند (بخصوص کلاسهاي پرجمعيت)بيشترين زمينه را براي تحريک جسمي و جنسي آنان فراهم مي کند.
بهترين حالت نشستن در دبستانها و بخصوص مدارس راهنمايي، استفاده از ميز و صندليهاي يک نفره است که هيچ گونه تماس بدني بين دانش آموزان برقرار نمي شود.
لازم به يادآوري است که اولياي مدارس،علاوه بر مقطع راهنمايي و دبيرستان، در ساير موارد نيز بايد ترتيبي اتخاذ نمايند که نوجوانان از هرگونه عمل محرک دور بمانند.به ويژه کنترل درساعات تفريح، خارج شدن دانش آموزان به صورت فشرده و ناگهاني از کلاس، در صف ايستادنها، استفاه از استخرهاي دسته جمعي براي دانش آموزان و ساير موارد که نظارت و مراقبت مسئولين مدارس را مي طلبد، ازجايگاه خاصي برخوردار است.

16-تنبيه بدني 

از عوامل ديگري که به طورمؤثر در گرايش به «خودارضايي»نوجوانان نقش دارد، تنبيهات بدني است که در مورد کودکان و نوجوانان اعمال مي شود.در اين گونه موارد يافتن رابطه بين تنبيه بدني و خودارضايي نخستين گام محسوب مي شود.
يکي ازصاحبنظران در اين زمينه مي نويسد:
تنبيه بدني سخت، زيانهاي جسمي، جنسي و روحي فراوان دارد، به سهولت ممکن است کودکان را مبتلا به «ساديسم»، يعني جنون آزار و خون آشامي يا «مازوشيسم»ـ عکس ساديسم ـ يعني تمايل به برده صفتي و رنجبري گرداند. بسياري از کسان که در بزرگي، دچار ناشادکاميها و انحرافهاي جنسي شده اند، تنها در اثر کتکهايي بوده است که در کودکي خورده اند.«ژان ژاک روسو» نويسنده ي انقلابي قرن هيجدهم،درکتاب «اعترافات» خويش ضايعه ي ناميمون جنسي خود را که در اثرکتک خوردن از مربي خود در وي ايجاد شده و براي هميشه وي را رنج مي داده است، به وضوح شرح مي دهد.(36) 
اعمال و تکرار تنبيه بدني به رابطه ي قهرآميز،بين والدين و کودک يا نوجوان منجر مي شود و اين امرآنها را از هم دور و دورتر مي کند. گسستن اين پيوندها، نوجوان را در انزوا قرار مي دهد و همانگونه که قبلاً توضيح داديم، انزوا، بسترمساعدي براي رشد زمينه هاي انحرافات اخلاقي، از جمله «خودارضايي»است.
نوجوان 17 ساله اي از تهران مي نويسد:
آنچه که از خاطرات کودکي تاکنون به خاطر دارم، خشونتها و تنبيهات شديد بدني است که پدرم پيوسته در مورد من اعمال مي نمود.ابتدا به شدت متأثر مي شدم و گريه مي کردم ولي به تدريج اين مسئله برايم عادي شد. گرچه نفرت من از پدرم هرگز پايان نمي پذيرد و من هميشه پس از تنبيه بدني به گوشه اي از اتاقم مي خزيدم و روح زجرکشيده ام را با «خودارضايي» تسلي مي دادم، لکن مسئله زماني به اوج خود رسيدکه در 15 سالگي به بهانه اي اندک، به شدت تنبيه شدم.روح و جسم من زير ضربات شلاق پدر در هم شکست و پس از اين واقعه بود که من به دفعات متعدد و مکرر، به استمنا پرداختم.بعضاً مواردي پيش مي آمد که از شب تا صبح، چندين بار اين کار را مرتکب مي شدم.آنچه امروز برايم باقي مانده است، جسمي نحيف و در هم شکسته با روحي متزلزل و بغض و نفرت متراکمي است که نسبت به پدرم که او را «جلاد»مي نامم، در خود احساس مي کنم.نمي دانم که آيا راه نجاتي برايم وجود دارد يا نه؟
استاد «دکتر مهدي کي نيا»، يکي ديگر از صاحبنظران که از ديدگاه جرم شناسي به مسئله نگريسته است، در زمينه ي ارتباط تنبيه بدني و انحرفات اخلاقي و اجتماعي نوجوان مي نويسد:(37)
تنبيه کودک يا نوجوان او را به تنبيه معتاد مي سازد و اين خود موجب ريشه گرفتن انحراف «مازوشيسم» (تمايل به خودآزاري)در او مي شود. تنبيه موجب عقب افتادگي و عدم رشد رواني و يا اختلال رواني مي شود. 
تنبيه درسي است عملي براي پرخاشگري درحالت عصبانيت.کودک يا نوجوان مي آموزد که براي فرونشاندن خشم خود، ديگران را بيازارد و به اين ترتيب نهال انحراف ساديسم (تمايل به ديگر آزاري)در او غرس مي شود، يا ديگران را مي آزارد يا از آزردن حيوانات لذت مي برد.از اين رو تنبيه موجب بروز کينه و تقويت حس انتقامجويي مي گردد و کودک از آن درس سنگدلي و بي رحمي و قساوت و شقاوت مي آموزد. تنبيه اگر شديد و بيجا باشد، ممکن است واکنشهاي شديدي در پي داشته باشد:
کودک و نوجوان از خانه يا مدرسه فرار مي کند و به ولگردي رو مي آورد و در دام باند بزهکاران گرفتار مي شود.فرار، ناشي از عدم انطباق کودک با الگوي رفتار والدين و روبرو تافتن از آن است.

17-بيماريهاي انگلي

در پاره اي از موارد کودکان و نوجوانان بر اثر عواملي مبتلا به نوعي بيماري انگلي مي شوند.برخي از اين بيماريها با خارش زياد در موضع خاصي از بدن، همراه است. به ويژه زماني که اين موضع، دستگاه تناسلي کودک يا نوجوان باشد، مسئله حادتر مي شود.خارش، ايجاد حساسيت مي کند و حساسيتها نيز منجر به تحريک جنسي کودک يا نوجوان مي گردد.اگر چه در ابتدا هدف از خاراندن لذت جنسي نيست بلکه رفع تنش بيشتر مورد نظر است، لکن به مرور در اثر تکرار، کودک و يا نوجوان از اين کار يک نوع لذت جنسي کسب مي کند و در مواردي همچنان باقي مي ماند. در اين نوع موارد علاوه بر معالجه ي فرد از حيث بهداشتي، بايد او را مورد مراقبت و مداواي خاص رواني و اخلاقي نيز قرار داد تا ريشه ي اين عادت نامطلوب، به تدريج از بين برود. 

18-نگاه حرام

در کلام معصوم عليه السلام آمده است که:
نگاه حرام تيري از تيرهاي شيطان است.(38)
اگر بگوييم که چشمان انسان دروازه ي ورود تصورات و انديشه هاي انسان است، گزاف نگفته ايم.دربيشتر موارد ابتدا چيزي را مي بينيم و پس از آن مدتها در آن زمينه فکرمي کنيم و تخيلات خود را بر آن اساس مي پروريم.
در حقيقت باز به کلام معصوم عليه السلام استناد مي جوييم که فرمود:
اي بسا نگاه [نامناسبي]که رنج و اندوه بي پايان به دنبال دارد.(39)
نگاه حرام، مواد اوليه و مصالح لازم تصورات و تخيلات بعدي را فراهم مي کند، آنگاه نوجوان با استفاده از مناظر تحريک آميزي که مشاهده نموده است، سفر بي پايان و خطرناکي را آغاز مي کند و به نتايج نامطلوبي مي رسد. مقدمه ي تمامي رنجهاي روحي و آلام رواني، نگاه کنترل نشده و شهوت آلودي است که نوجوان را به مصيبتهاي بيشتري مبتلا مي سازد.
نوجواني مي نويسد:
از گناهان کبيره مي ترسم ولي هرگاه به دختري نگاه مي کنم ناخودآگاه دست به اين کار نادرست (استمنا)مي زنم و بعد هم ناراحت مي شوم.
در اين زمينه شاعر مطلبي را به صورت گويا بيان نموده است:
ز دست ديده و دل هر دو فرياد 
که هر چه ديده بيند، دل کند ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد 
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
شاعر راه حل مشکل را در از بين بردن چشمان مي داند، ليکن آيا بهترنيست اين گونه بيان شود که به عوض نابود کردن ديدگاني که امانت الهي هستند، نيروي اراده ي خود را تقويت کنيم و چشمان خود را تحت کنترل درآوريم تا به اين مشکلات مبتلا نشويم؟
کساني که ديدگان خود را نيزتربيت مي کنند و آنها را در زمينه هاي صحيح به کار مي گيرند، هيچ گونه شکوه اي از پيامدهاي داشتن چشم ندارند و راه حل را هم در نابودي آنها نمي دانند.
بديهي است کساني که چشمان آنها «هزره گرد»و فاقد کنترل باشد، هميشه دستخوش رنجهاي روحي و آلام دروني و بي شماري خواهند شد که ديدگانشان از آنها تصوير برمي دارد.لذا راه حل مسئله برخلاف آنچه که شاعر گفته است، در استعانت از خدا و در تربيت و کنترل و تسلط بر دل و ديده است.

19-نقصان محبت 

خلأ عاطفي و رواني، راه را براي نفوذ انحرفات و گرايشهاي نامطلوب هموار مي نمايد و کمبودهاي فوق، نوجوان را آسيب پذير مي کند.
«هادفيلد»به عنوان يک روان شناس نوجواني مي نويسد:
از جمله علل رواني مي توان افراط تحريک حسي يا جنسي را نام برد که کودک نمي تواند از آن درگذرد، اما رايجترين علت رواني استمنا، نقصان محبت است. کودک چون از ديگران مأيوس و دلسرد شد، به خودش مي گرايد، به طوري که تمام زندگي عشقي وي متمرکز بر لذت جسماني گرديده و ميل شديدي براي احساس اين لذت حاصل مي کند.(40) 
انحرافات جنسی یا  پارافیلیا

این اختلالات به صورت تکانه ها ، خیالپردازانه ها ، یا اعمال جنسی که غیرمعمول ، انحرافی ، یا غریب هستند ، مشخص میگردند . شیوع آنها در مردها بیش از زنان میباشد . علت ، ناشناخته است . استعداد زیستشناختی ( الکتروانسفالوگرام غیرطبیعی ، هورمونهای غیرطبیعی ) ممکن است با عوامل روانشناختی ، مثل سوءرفتار در زمان کودکی ، تقویت گردد .

فرضیه روانپویشی پارافیلیا را ناشی از تثبیت در یکی از مراحل روانی - جنسی رشد ، یا کوششی برای محافظت در مقابل اضطراب اختگی (castration anxiety ) میداند. فرضیه یادگیری ، ارتباط بین یک عمل یا برانگیختگی جنسی در دوران کودکی را که منجر به یادگیری شرطی میشود ، عامل میداند.

فعالیت پارافیلیائی به صورت وسواسی است . بیماران ، به طور مکرر در رفتار انحرافی خود گرفتار هستند و قادر به کنترل تکانه خود نمیباشند . در شرایط استرس ، اضطراب ، یا افسردگی ، احتمال انجام رفتار انحرافی بیشتر است . ممکن است بیمار چندین بار عزم کند که این رفتار را کنار بگذارد . ولی معمولاً قادر به ترک آن برای مدت طولانی نیست ، واکنشنمائی و متعاقب آن احساس گناه شدید رخ میدهد . روشهای درمانی ، که تنها به میزان متوسط موفقیت آمیز بوده اند ، عبارتند از : روانردمانی بینشمدار، رفتاردرمانی ، دارودرمانی به تنهائی یا همراه با درمانهای شناختی رفتاری .


طلاق

هنوز هم بسیاری خصوصاً خانم‌ها از قانون جدید حضانت خبر ندارند.این مقاله علاوه بر اینکه موضوع حضانت را تشریح کرده، در مورد حق نفقه اولاد نیز اطلاعات مفیدی ارائه می‌دهد.

پدر ومادر، هر 2 در زندگی و آسایش فرزندان نقش بسزایی دارند؛ خصوصاً نقش «مادر»، بی‌تردید فقدان مادر در سیر رشد و تربیت فرزندان عارضه‌ای بسیار ناگوار است و موجب اختلال در شخصیت آنان می‌شود.

 پژوهش‌های مختلف اجتماعی و تربیتی نقش پدر را نیز در تربیت و تشکیل شخصیت فرزند نقشی اساسی می‌دانند و نشان می‌دهند کودکان به تناسب جنسیت خود بسیاری از اعمال و رفتارهای خود را از پدران یاد می‌گیرند.

 توجه خاص قانونگذار به این واقعیت و مشاهده عوارض مختلف، او را بر آن داشته در بخش‌های مختلفی از قانون به حمایت از کودکان طلاق بپردازد که بدون داشتن کمترین نقشی در انحلال خانواده، گرفتار بیشترین آسیب‌ها می‌شوند.

 4 مورد از مهم‌ترین حمایت‌های قانونی که از کودکان طلاق صورت می‌گیرد به قرار زیر است؛

 وضعیت نسب

موضوع کلی قانونگذار در برابر نسب در ماده 1158 قانون مدنی به این ترتیب آمده است که طفل متولد در زمان زوجیت متعلق به شوهر است؛ مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از6 ماه و بیشتر از 10 ماه نگذشته باشد.

نتایج ناگوار بر هم خوردن نکاح و سرگردانی کودکانی که در اثر بطلان نکاح، نامشروع تلقی می شوند، قانونگذار را بر آن داشته است پا را از این قاعده کلی فراتر بگذارد و با تصویب مواد 1159 و 1160 قانون مدنی به حمایت از کودکانی بپردازد که پس از انحلال نکاح متولد می‌شوند و شیوه‌ای را برگزیندکه در حد امکان با انتساب این کودکان به پدران خود از نامشروع تلقی شدن آنها بکاهد.

 در ماده 1159 قانون مدنی، قانونگذار به حمایت از کودکانی پرداخته است که پس از انحلال نکاح و قبل از ازدواج مجدد زن متولد می‌شوند و مقرر داشته این اطفال نیز مشروط بر آن که ازتاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت آنها بیش از 10 ماه نگذشته باشد متعلق به شوهر هستند، مگر آنکه ثابت شود از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از 6 ماه یا بیش از 10 ماه گذشته است.

قانونگذار در ماده 1160 نیز به حمایت از کودکانی پرداخته است که پس از انحلال عقد و ازدواج مجدد زن متولد می‌شوند و مقرر داشته است چنین کودکی متعلق به شوهر است که مطابق قاعده فوق‌ الحاق وی به آن شوهر ممکن باشد و در صورتی که الحاق او به هر 2 شوهر ممکن باشد، متعلق به شوهر دوم است.

 نفقه

 مبحث مهم دیگر مربوط به حمایت‌ از فرزندان طلاق، نفقه آنها است. نفقه همسر و همچنین اولاد به عهده شوهر است (مواد 1106 و 1199 قانون مدنی) با وقوع طلاق و سرآمدن مدت عده (در صورت وجود عده) تکلیف در پرداخت نفقه همسر از عهده او ساقط می‌شود اما تکلیف پدر به پرداخت نفقه اولاد بعداز طلاق نیز تا زمان فوت یا ناتوانی او همچنان باقی می‌ماند.

 قانونگذار درحمایت مالی از فرزندان پا را از این فراتر گذاشته و مقرر داشته است در صورت فوت پدر و یا ناتوانی او در پرداخت نفقه، تکلیف انفاق فرزندان با رعایت الاقرب به عهده اجداد وی و در صورت نبودن آنها و یا عدم قدرت ایشان به عهده مادر است (ماده 1199 قانون مدنی) در ماده 12 قانون حمایت خانواده مقرر شده بود که نفقه اولاد از عواید و دارایی مرد یا زن یا هر 2 حتی از حقوق بازنشستگی استیفاد خواهد شد.

 از ظاهر این ماده معلوم می‌شود از نظر قانونگذار در پرداخت نفقه اولاد، مادر مقدم‌تر از اجداد پدری است و در مواردی این حکم با عرف و انصاف نیز سازگارتر است. زیرا زمانی که مادر تمکن اداره امور و معیشت فرزند خود را داشته باشد دور از انصاف است که این تکلیف به عهده اجداد پدری نهاده شود.

 در هر صورت با نظر به این تعارض، تردیدی نیست که قانونگذار با تدوین موارد فوق و به‌ویژه با پیش‌بینی ضمانت اجرای کیفری ترک انفاق (ماده 642 قانون مجازات اسلامی) گام مؤثری در راه تأمین زندگی فرزندانی که براثر طلاق کانون محبت خانواده را از دست داده‌اند، برداشته و اجازه نداده است، زندگی این فرزندان بیش از این در معرض خطر قرار گیرد.

 حضانت

حمایت مهم دیگر در زمینه «حضانت» است. با وقوع هر طلاق در مورد همسرانی که فرزند دارند، بی‌درنگ این پرسش مطرح می‌شود که نگهداری از فرزند به عهده کدامیک از والدین است. قانونگذار در برابر این سؤال مهم سکوت نکرده است و با درنظر گرفتن قواعد شرع مقدس و نظریات فقهای بزرگ و همچنین رعایت جوانب مختلف عاطفی، احساسی و روانی خود طفل و والدین امر، به وضع این قاعده کلی پرداخته است که طبق قانون قبلی برای نگهداری طفل، مادر از تاریخ تولد تا 2سال نسبت به اطفال ذکور و تا7 سال نسبت به اطفال اناث اولویت داشته، بعداز انقضای این مدت حضانت با پدر است. (ماده 1169 قانون مدنی)

همچنین قانونگذار با پیش‌بینی این وضعیت که در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت حضانت اوست، ممکن است صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر قرار گیرد، این قاعده را نیز وضع کرده که دادگاه در چنین حالتی می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا تقاضای دادستان هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند. (ماده 1173 قانون مدنی).

در قانون حمایت خانواده قانونگذار در مصلحت‌اندیشی‌های خود از چارچوب «عدم مواظبت»، انحطاط اخلاقی پدر و مادر وبه خطر افتادن صحت جسمانی و تربیت اخلاقی طفل فراتر رفته و به قاضی اختیار داده تا در هر موردی که تغییر در وضعیت حضانت از طفل را ضروری بداند، تصمیم مقتضی اختیار کند.

در ماده 13 قانون حمایت از خانواده مقرر شده که در هر مورد حسب اعلام یکی از والدین، یا اقربای طفل، دادستان یا اشخاص دیگر چنانچه تشخیص داده بود که تغییر در وضعیت حضانت طفل ضرورت دارد (اعم از اینکه قبلاً تصمیمی در این مورد اتخاذ شده یا نشده باشد) باید به طریق اطمینان بخشی ترتیب نگهداری طفل داده شود. دادگاه پس از رسیدگی حضانت طفل را به عهده کسی که مقتضی بداند محول می‌کند و هزینه حضانت به‌عهده کسی است که به موجب تصمیم دادگاه مکلف به پرداخت آن می‌شود.

 البته چند سالی است که بعداز مدت‌ها اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان بر سر سن حضانت اطفال، با تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام «حضانت طفل تا هفت سالگی بر عهده مادر گذاشته شد» در این قانون چنانچه بعداز 7 سالگی بین پدر و مادر در مورد حضانت فرزند اختلاف نظر ایجادشود، دادگاه براساس مصلحت کودک تصمیم می‌گیرد.

 ملاقات با فرزندان

 حمایت دیگری که در مورد فرزندان طلاق می‌شود، بحث ملاقات با فرزندان است. قاعده کلی قانونگذار در مورد حضانت و نگهداری از طفل آن است که برای نگهداری طفل، مادر از تاریخ تولد تا 2 سال نسبت به اطفال ذکور و تا 7 سال نسبت به اطفال اناث اولویت خواهد داشت و بعد از انقضای این مدت حضانت با پدر است (ماده 1169 قانون مدنی) به نظر می‌رسد قانونگذار در وضع این قاعده کلی مصلحت خود طفل را بیشتر از مصلحت والدین او رعایت کرده و عواطف و احساسات مادر و یا پدر را به دست فراموشی سپرده است و چنان از تغییر حضانت فرزند در سن دو یا هفت سالگی سخن می‌گوید که گویا تحویل مکان، مورد نظر است.

 به‌ویژه که عدم تحویل آن را به ضمانت اجرای کیفری نیز آراسته است (ماده 632 قانون مجازات اسلامی) اما قانونگذار برای اینکه هم خود را از معرض این انتقاد دور ساخته باشد، هم به وجدان عمومی و اقتضای قواعد اخلاقی پاسخ گفته باشد به وضع این قاعده پرداخته است که «در صورت طلاق یا به هر جهت دیگری ابوین که طفل تحت حضانت آنها نیست حق ملاقات طفل خود را دارند.»

 


 

طلاق عامل 70 درصد آسیب‌های اجتماعی تهران

هنوز مدت زیادی از اعلام خبر 10برابر شدن آمار طلاق در تهران و بازتاب‌های متفاوت آن در محافل خبری نگذشته که از همایش تحکیم بنیان خانواده خبرهای جدیدی به گوش می‌رسد.

 در این همایش که از ابعاد مختلف، آسیب‌ها‌ی طلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد اعلام شده که 70  درصد آسیب‌های اجتماعی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم ناشی از پیامدهای طلاق است.

فرحناز قندفروش، مدیرکل دفتر امور بانوان و خانواده استانداری تهران، بیشترین میزان طلاق در استان تهران  را مربوط به شهرستان شمیرانات می‌داند و می‌گوید: متأسفانه از سال   ۸۰  آمار طلاق سیر غیرمنطقی پیدا کرد و برهمین اساس بحث تحکیم بنیان خانواده مطرح و اجرایی شد.

قندفروش همچنین از نادیده گرفتن هیچ گونه ردیف بودجه‌ای برای این آسیب و موضوع تحکیم بنیان خانواده سخن گفت و اینکه متأسفانه ردیف اعتباری خاصی در این موضوع دیده نشده است.

وی با اشاره به نقش آموزش، افزود: در دوره‌های گذشته زنان مورد آموزش‌های حقوقی قرار می‌گرفتند در حالی‌که مردان از این حقوق بی‌اطلاع بودند و همین آموزش‌های یک طرفه بنیان خانواده‌ها را تهدید می‌کرد.

وی همچنین به نادیده گرفتن اخلاق در خانواده‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید:در این زمینه هیچ آموزشی به خانواده‌ها ارائه نشده است.

استاندار تهران نیز در این همایش گفت: نقش تهران در اجرای برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی سازنده و ملی و فراملی است و هر کاری که در این استان اجرا شود نتایج مثبت و منفی آن در کل کشور تبعات دارد.

کامران دانشجو ضمن اشاره به جایگاه جدید استانداری در دوره جدید و تلاش این نهاد برای حضور در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی افزود: استانداری در گذشته یک جایگاه صرف سیاسی داشت اما در دوره جدید تلاش کردیم تا در بخش‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی وارد عرصه کار و فعالیت شویم.


وی اظهار داشت: موضوع تحکیم بنیان خانواده را در راستای توسعه فعالیت‌های فرهنگی آغاز و برای رفع موانع و مشکلات، نهایت توان خود را به‌کار گرفته‌ایم.


دانشجو، با اشاره به فعالیت خوب رسانه‌ها  یادآور شد: باید از اجرای برنامه‌هایی که سبب تحکیم بنیان خانواده می‌شود استقبال کرد، هرچند که برخی مسئولان به‌دنبال غلط گیری هستند.

استاندار تهران گفت: البته به این موضوعات نباید سیاسی نگاه کرد چرا که این مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه است که اگر با تدبیر به آن پرداخته نشود سبب نگرانی مردم خواهد شد20 تا 24ساله‌ها، بیشترین زنان طلاق گرفته
مدیر کل ثبت احوال استان تهران نیز در اولین نشست تحکیم بنیان خانواده از بالاترین نرخ امسال طلاق استان با 119 درصد رشد در رباط کریم خبر داد و گفت: طی 7 ماهه اول امسال 75 هزار و 39 ازدواج در استان ثبت شده که از این تعداد 15 هزار و 750 مورد منجر به طلاق شده است.

احمد قشمی، مدیر کل ثبت احوال استان تهران با بیان این که آمارها حاکی از آن است که در سال 86 از هر 7/4 درصد ازدواج یک طلاق در استان تهران ثبت شده است، اظهار کرد: بالاترین درصد طلاق‌های استان تهران نسبت به مدت مشابه سال گذشته با رشد 119 درصد مربوط به رباط کریم بوده است و پس از آن در شهرستان شهریار آمار طلاق به 101 درصد افزایش یافته است و این در حالی است که این رقم در شمیران 84درصد بوده است.


مدیرکل ثبت احوال استان تهران در بررسی نتایج آماری وضعیت ازدواج و طلاق در 7 ماهه امسال اظهار کرد: زنان جوان طلاق گرفته، عمدتا در رده سنی بین 20 تا 24 ساله بوده‌اند، این در حالی بود که مردان جوان  در رده سنی 25 تا 29 ساله طلاق را تجربه کرده‌اند.

وی با اشاره به آمارهای مقایسه‌ای نسبت ازدواج و طلاق از سال 83 تا 85، گفت: طی این مدت 2 ساله از هر 18 ازدواج در فیروزکوه یک مورد به طلاق منجر شده است و این در حالی بوده که این میزان در شهرستان نظر آباد به یک مورد طلاق از هر 9/2 ازدواج رسیده است. قشمی افزود: افزایش طلاق در سال 85 نسبت به سال84 تقریبا 10درصد افزایش در بخش شهری و 13درصد کاهش در بخش روستایی را نشان داده است

بی کاری و فقر

بی‌کار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند، جزو جمعیت فعال به حساب نمی‌آیند. زنان خانه‌دار و دانشجویان نیز اگر جویای کار نباشند، جزو جمعیت فعال شمرده نمی‌شوند. جمعیت بی‌کار به تعداد افراد بی‌کار گفته می‌شود. بی‌کار از منظر مرکز آمار ایران، فردی بالای ۱۰ سال است که در هفتهٔ قبل از آمارگیری فاقد کار باشد، و در آن هفته یا بعد از آن آمادهٔ کار باشد و در آن هفته و سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشد. همچنین افرادی که به دلیل آغاز به کار در هفتهٔ آینده یا انتظار بازگشت به شغل قبلی جویای کار نیستند، بی‌کار محسوب می‌شوند.[۱]

علل بی‌کاری

افزایش جمعیت و کمبود تقاضای نیروی کار، اتوماسیون، مهم‌ترین علل بی‌کاری هستند. یک عامل مهم بی‌کاری، افزایش رقابت بین‌المللی در صنایعی است که پیش‌رفت روزافزون غرب بر پایه آن بنیاد نهاده شده بود.

انواع بی‌کاری

•  بی‌کاری اصطکاکی در مدت زمان بین دو اشتغال در هنگام تغییر شغل

•  بی‌کاری فصلی: زمانی‌که تقاضا برای کاری در فصل مشخصی وجود نداشته باشد؛ مثلاً برخی آموزگاران که در تابستان نمی‌توانند تدریس کنند یا کشاورزان و کارگران ساختمانی

•  بی‌کاری پنهان: وقتی است که شخص به کاری مشغول است و منبع درآمدی دارد اما کار او در اقتصاد کشور اثر مثبت ندارد.

آثار بی‌کاری

تجربه بیکاری برای کسانی که به داشتن شغل ثابت و مطمئن عادت کرده‌اند، می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد. مستقیم‌ترین نتیجه بی‌کاری، از دست دادن درآمد است. فشار اقتصادی برای کسانی که فاقد کارند بسیار زیاد است.

 

 

 

 

 

فقر یا تهیدستی

 به معنای کمبود امکانات برای تهیه حداقل نیازهای زندگی از قبیل اب سالم، اموزش، غذا، مراقبت های بهداشتی، پوشاک و پناهگاه است.فقر نسبی حالتی است که فرد، منابع یا درامد های کمتری نسبت به دیگر افراد کشور یا جامعه یا در مقایسه با میانگین جهانی را داراست.نزدیک به 1.7 میلیارد انسان در فقر مطلق زندگی میکنند. مقیاس، سطح و تصورات در پیرامون علل فقر از نگاه زمان و مکان متفاوت است.

سطح زندگی 

سطح زندگی اصطلاحی است که برای نشان دادن حدود مصارف مادی و معنوی اهالی یک کشور به کار می‌رود. سطح زندگی به میزان و چگونگی برآوردن نیازهای مادی و معنوی بستگی داشته و در ساختارهای اقتصادی - اجتماعی و در مراحل مختلف رشد تاریخی و بر حسب کشورهای مختلف فرق می‌کند. سطح زندگی مستقیما به تولید اجتماعی، درآمد اهالی، میزان مصرف کالاهای بلند مدت و کوتاه مدت و چگونگی برطرف کردن نیازهای فرهنگی و بهداشتی وابسته است .

علت‌ها

فقر به علت تفاوت طبقاتی جامعه بروز می‌کند که بعد از دوران اولیه انسان‌های بدوی که سال‌ها پیش زندگی می‌کردند به بار آمده است و نتیجه آن تفاوت‌های اجتماعی در سطوح طبقات متفاوت جامعه است. قبل از انقلاب صنعتی فقر بخاطر اقتصاد ضعیف غیر قابل اجتناب بود. در دو تا از بزرگترین شهرهای غرب اروپا به نام Antwerp و Lyons تا سال 1600 سه چهارم کل جمعیت به حدی فقیر بودند که حتی نمی توانستند مالیات بدهند.در قرن 18 در انگلستان نیمی از جمعیت حداقل گاهی اوقات برای امرار معاش به خیریه وابسته بودند.در تاریخ معاصر کمبودغذا بطور قابل توجهی کاهش یافته است که آن را مدیون پیشرفت های تکنولوژی د بخش کشاورزی هستیم. تکنولوژی هایی مانند بکارگیری کودهای نیتروژنه، آفت کش ها و روش های جدید آبیاری که باعث افزایش تولید بخش کشاورزی شده اند. تولید بالای محصول در بعضی از مناطق مانند کشور چین باعث شده است کالاهایی که زمانی کالای لوکس وگران قیمت محسوب می شدند مانند خودرو و کامپیوتر الان ارزان تر در دسترس مردم قرار گیرند در نتیجه قابل دسترس برای مردمی با استطاعت مالی کمتر شده است. افزایش هزینه های زندگی جاری باعث شده است مردم فقیر کمتر استطاعت خرید اجناس را داشته باشند .افراد فقیر سهم بیشتری از پول خود را صرف خرید مواد غذایی می کنند در نتیحه افراد فقیر وآنهایی که در آستانه فقر هستند بطور بخصوص در برابر افزایش قیمت غذا آسیب پذیر هستند. مواردی تولید وتامین غذا را تهدید می کند از جمله خشکسالی، بحران قحطی آب و همچنین کشت مکرر بر روی زمین باعث کاهش حاصل خیزی آن و کاهش راندمان تولید محصول می شود.تقریبا 40 درصد زمین های کشاورزی بطور جدی فرسایش یافته اند.در آفریقا اگر فرسایش خاک با همین سرعت پیش برود تا سال 2025 فقط می تواند غذای مورد نیاز 25 درصد جمعیتش را تامین کند. مراقبت های بهداشتی برای فقرا بطور گسترده در دسترس نیست .مهاجرت کارکنان بخش بهداشت و درمان از کشورهای فقیر صدمه جبران ناپذیری دارد بطور مثال تخمین زده می شود 100000 پرستار فلیپینی در بین سال های 1994 تا 2006 مهاجرت کرده باشند و تعداد دکتر های اتیوپیایی در ایالت شیکاگو آمریکا بیش از خود کشور اتیوپی است این باعث صدمه بیشتر به فقرا و حتی افزایش فقر در آن کشورها می شود همچنین جمعیت بالا و عدم کنترل سرعت رشد جمعیت می تواند از عوامل موثر در رشد فقر در یک کشور باشد

 

رابطه بی کاری و جرائم

تأثیر عواملی مانند فقر اقتصادی و بی کاری بر ایجاد جرائم و ناهنجاری های اجتماعی موضوعی است که از یک صدسال پیش مورد بحث جامعه شناسان از یک سو و روان شناسان و جرم شناسان از سویی دیگر بوده است. با توجه به نتایج گوناگونی که از پس این تحقیقات به دست آمده، نمی توان نقاط مشترک آن ها را نادیده انگاشت.

به عنوان مثال در شرایطی که اقتصاد عموم جوامع با بحران خاصی رو به رو گردیده است، برخی جرائم مانند ولگردی و سرقت شیوع یافته اند. (اگرچه در قرن بیستم این نظریه با تردید رو به رو گردیده است؛ به طوری که برخی نظریه پردازان مانند «انریکو فری» اذعان داشتند که بعضی بحران ها در کاهش تبهکاری نقش عمده داشته و برعکس ثروت و تجمع آن خود یک عامل جرم زا بوده است.)

نتایج تحقیق برخی محققان نشان می دهد که در برخی کشورها رابطه مستقیمی میان فقر و مسائل اقتصادی و جرائم وجود دارد، درحالی که این رابطه در برخی از کشورها موجود نیست. مثلاً بحران اقتصادی در فرانسه موجب کلاهبرداری و خیانت در امانت شده وسرقت ساده تنزل پیدا کرده، در حالی که در آلمان نتایج تحقیقات چیزی دیگری است.

نکته دیگر آن است که بروز بی کاری و فقر اقتصادی در ایجاد جرائم و بزهکاری ها چگونه قابل تبیین است؟ برخی

روان شناسان بر این اعتقادند که بی کاری و فقر اقتصادی به دلیل فشاری که بر دستگاه های روانی فرد وارد می کند، او را مستعد تبهکاری می سازد و به سمت بزهکاری سوق می دهد.

بر همین اساس و با وجود اعتقادی که برخی جرم شناسان اروپایی مبنی بر تأثیر غیرمستقیم فقر اقتصادی بر جرائم دارند، ضمنا به وجود نوعی ارتباط میان دو مؤلفه بی کاری و تبهکاری معتقد هستند.

تحقیقات «لووه» وجود رابطه مستقیم میان سرقت و بی کاری را در آلمان نشان می دهد. گزارش های مشابه از هلند و آمریکا نیز گویای همین رابطه می باشند.(1)

در ورای همه آنچه گفته شد یک نکته نهفته است و آن اینکه همواره میان بی کاری، فقر و تبهکاری و جرائمی مانند سرقت، ولگردی، کلاهبرداری و جرائم دیگر رابطه ای است مستقیم و غیرمستقیم. چگونگی این رابطه موضوع تحقیقات جامعه شناسان و روان شناسان بوده و هرکدام در حیطه تخصص خود نظراتی ابراز داشته اند؛ اگرچه بافت فرهنگی برخی کشورها ایجاب می کرده که در شرایط خاصی جرائمی بروز کند. غیر از آنچه در همان شرایط در کشور دیگری رخ داده است؛ مانند آنچه در فرانسه و آلمان گفته شد؛ اما نقطه مشترک تمام این تحقیقات آن است که میان بی کاری و فقر و ناهنجاری ها رابطه ای است بدون تردید و اجتناب ناپذیر.

بعد از شهر آورد پايتخت رخ داد.

ميداوودي:بدشانس بودم.         ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

ميداوودي بعد از برد استقلال برابر پرسپوليس گفت:بد شانس بودم كه گل نزدم ولي براي من مهم  برد استقلال

بود كه خدا را شكر نتيجه گرفتيم .ميداوودي در پاسخ به اين سئوال كه اگر پنالتي گل مي شد روند بازي عوض

مي شد يا نه گفت:حالا كه نتوانستند به ما گل بزند شايد اگر پنالتي گل مي شد بازي 5 -1 به نفع ما تمام مي

شد!

كاظميان :جادو شده ايم.          ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

جواد كاظميان بعد از دربي گفت:نمي دانم چه اتفاقي مي افتد . انگار ما  را طلسم كرده اند.متئسفانه گل زود

هنگام شيرازه ي ما را از هم پاچيد.از هوادارانمان معذرت مي خواهمقبول دارم بد بازي كرديم.ما هميشه

اوايل بازي استرس داريم كه گل اول را بزنيم همين باعث مي شود گل بخوريم.كاظميان درباره ي از دست رفتن

پنالتي محمد نوري هم گفت:اگر پنالتي گل شده بود مي توانستيم نبض بازي را در دست بگيريم و مطمئنم  روند بازي

عوض مي شد.

جباری:انگیزه ی زیادی داشتیم.               ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

بهترین بازیکن دربی پایتخت می گوید:برای این مسابقه انگیزه ی زیادی داشتیم.البته من برای همه ی بازی ها همین انگیزه را دارم.شرایط بدنی خوبی دارم و در هر بازی بهتر می شوم و چون پشت مهاجمان  قرار میگیرم موقعیت های خوبی نصیبم می شود.

شعار کاشانی بی غیرت در آزادی       ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

بعد از پایان بازی طرفداران پرسپولیس علیه کاشانی مدیر عامل تیم شعار می دادند.آنها با گفتن شعار (کاشانی بی غیرت )و(کاشانی حیاکن پرسپولیس را رها کن)ناراحتی خود را نشان دادند.

ترجمه فارسی و انگلیسی آیت الکرسی

 

                                    بسم الله  الرحمن الرحيم

 

                                            (سورة البقره)

                                   

الله لا اله الا هوالحي القيوم لا تاخذه سِنَة ُُوَلانَوْم له ما في السماوات وما في الارض من ذاالذي يشفع عنده الا باذنه يعلم مابين ايديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيءِ مِن علمه الا بما شاءَ وسع كرسيهُ السماوات والارض ولايووده حفظهما وهواعلي العظيم(255)

خدا يكتاست كه جزاوخدايي نيست زنده وپاينده است هرگز او را كسالت خواب فرانگيردتا چه رسد به خواب رود اوست مالك آنچه درآسمانها وزمين است چه كسي را اين جرئت است كه در پيشگاه او بشفاعت برخيزدمگربفرمن او علم اومحيط است به آنچه پيش نظرخلق آمده است وآنچه سپس خواهد آمدوخلق بهيچ مرتبه علم اواحاطه نتوانند كردمگر به آنچه او خواهد قلمروعلمش ازآسمانهاوزمين فراترونگهباني زمين وآسمان براوآسان وبي زحمت است اوداناي بزرگواروتواني با عظمت است(۲۵۵

Allah,there is no god except He,the Living ,the Everlasting,Neither dozing ,nor sleep overtakes HimTo Him belongs all that is in the heavens and the earth Who is He that shall intercede with Him except by His  permission He knows what will be before their hands and what was behind them , and they do not comprehend anything of His knowledge except what He willed His seat embraces the heavens and the earth ,and the preserving of them does not wearing Him.He is the High,the Great.(255  

 لا اكراه في الدّين قدتبيّنَ الرُّشدُ من الغي فمن يَكْفرْبالطاغوت ويومن باللهِفقداستمسكَ بالعروةِ الوٍقي لانفصام لها واللهُ سميعٌ عليمٌ(256)

كار دين به اجبار نيست راه هدايت وضلالت برهمه كس روشن گرديد پس هركه از راه كفر وسركشي برگردد وبراه ايمان وپرشتش خدا گرايد به رشته محكم واستواري چنگ زده  كه هرگز نخواهد گسست وخداوند به هرچه خلق گويند وكنند شنوا وداناست(256)

   There is no compultion in  religion .Righteosness is now distinct from error.He who disbelieves in the idol and believes in Allah has grasped the firmest tie that will never break.Allah is hearing ,knowing(256)

اللهُ وليُ الذين امنوا يخرجهُم من الظُلُماتِ اليَ النُّوروالَّذينَ كَفَروا اولياوُهُمُ الطاغوتُ يخرجونَهم منَ النُّور اليَ الظُلُمات اولئك اصحابُ النّار هم فيها خالدون(257)

خدايار اهل ايمان است آنانرا ازتاريكيهاي جهان بيرون آورد وبه عالم نور برد وآنان را كه راه كفرگزيدند يارايشان شيطان وديوره زن است آنهارا ازعالم نور بتاريكيهاي گمراهي درافكنند اين گروه اهل دوزخ  ودرآن جاودان خواهند بود(257)

Allah is the guardian of those who believe he brings them out from darkness into light . As for those who disbelieve,their guides are idols , they bring them out from the light into darkness,they are the companions of the Fire and shall live in it for ever)

 

تقسیمات کلی قرآن کریم

 

ACDSee 10.0 JPEG Image

تقسيمات كلی قرآن كريم

تعداد كل سوره ها:  ۱۱۴

اجزاء:     ۳۰

تعدادحزب:   ۱۲۰

تعدادآيات:   ۶۲۳۶

تعداد كلمات:  ۷۷۸۴۵

تعدادحروف:  ۳۳۰۷۳۳

تعدادلفظ الله:  ۲۵۰۵

نزول درمكٌه:  ۱۰ سال قبل از هجرت

نزول درمدينه : ۱۳ سال بعد از هجرت

تعداد سوره های مكی:  ۸۶

تعداد سوره هاي مدنی:  ۲۸ 

آیا میدانستید3

*دلفين ها با يك چشم باز مي خوابند

*شيلي از نظر ذخاير مس اولين كشور جهان مي باشد.

*لوئي نوزدهم (1844-1775)تنها براي 20 دقيقه پادشاه فرانسه بود.

*پرنده ها عرق نمي كنند.

*برج ايفل 1792 پله دارد.

*يكي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريايي است كه سم آن در كم تر از دو دقيقه قرباني خود را مي كشد.

*گذر يك سگ از مرز بين دو كشور بلغارستن و يونان موجب ايجاد يك جنگ بين ان ها شد.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

مسي:روزي در ليگ آرژانتين بازي مي كنم.

ليونل مسي يكي از ستاره هاي بارسلونا با اين تيم به همه ي عناونين مهم رسيده اما آرزو دارد  روزي به كشورش بازگردد و در ليگ آرژانتين بازي كند:حتي از بچه ي كوچكي بودم  روياي بازي در ليگ آرژانتين را داشتم به خصوص پوشيدن  پيراهن تيم نيوولزاولد  آرزو ي هميشگي ام بود.واقعا مي خواهم بازي براي آنها را تجربه كنم. وقتي كوچك بودم عادت داشتم تا ديروقت بيداربمانم و از تلوزيون بازي شان را تماشا كنم.

او ديه گو مارادونا را بهترين بازيكن جهان ناميده:مارادونا بهترين بازيكن تاريخ فوتبال است هيچ شكي دراين باره ندارم.من هرگز بازي پله را نديدم اما براي اينكه بفهمم ديگو بهتر است نيازي به ديدن بازي او نداشتم.ليونل  با اين  حرف نشان داد مارادونا را خيلي دوست دارد.

 

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

 

قابل توجه افرادی که می گویند چرا طرز نماز خواندن درقرآن نیامده؟

قابل توجه افرادی که می گویند چرا طرز نماز خواندن در قرآن نیامده؟

 
پاسخ:
به نام خدا و سلام بر دوستان
مسائلی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وحی شده است، بر دو گونه است:
بخشی از آن ها عبارت است از آیات «قرآن» که به پیامبر وحی شده است. و بخش دیگر، احکام و تعلیماتی است که جدا از قرآن و به عنوان شرح و بیان قرآن به پیامبر صلی الله علیه وآله وحی گردیده است و لازم نیست تمامی احکامی را که پیامبر صلی الله علیه وآله بیان می کند، همه به عنوان «قرآن» باشد.
از این رو، خداوند متعال در قرآن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را مبیِّن و روشنگر قرآن شناسانده و میفرماید:
«و انزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفكرون» (نحل، آیه44).
«و بر تو قرآن را نازل كردیم تا بر امت آنچه فرستاده شده بیان كنى باشد كه عقل و فكر به كار گیرند»
بنابراین، قرآن و وجود رسول الله صلی الله علیه وآله مکمّل یکدیگرند؛ چه اینکه با نبود هر یک امر تبلیغ و رسالت کامل نمیشود و یکی از حکمت های وجود ائمه علیهم السلام بعد از رسول اکرم صلوات الله علیه و آله نیز همین امر است.
توضیح: (در 5 نکته و یک نتیجه گیری)

نکته 1):
قرآن كریم خود مى فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَكِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ
(جمعه، آیه 2).
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
این آیه مى گوید یكى از وظایف و مسؤولیت هاى پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله تعلیم كتاب و حكمت است معلوم مى شود كه قرآن نیاز به تعلیم دارد و این طور نیست كه هر كسى بتواند قرآن را بفهمد و مطالب و احكام آن را درك كند.

قرآن مى فرماید: وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (حشر، آیه 7).
آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!
بنابراین خود قرآن به ما دستور مى دهد كه از اوامر و دستورات پیامبر باید اطاعت كنیم.

نکته 2):
و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله خود فرمود: «صلوا كما رأیتمونى اصلى»
«نماز بخوانید همان طور كه مى بینید من نماز مى خوانم» (بحار، ج 82، ص 279، چاپ بیروت).
و همچنین فرمود: « انى تارك فیكم الثقلین كتاب اللّه و عترتى اهل بیتى لن تضلوا ان تمسكتم بها»
من در بین شما دو چیز گرانبها قرار مى دهم كتاب خدا و عترتم اهل بیتم كه اگر تمسك به این دو كنید هیچ گاه گمراه نمى شوید» (بحار، ج 23، ص 147).
و فرمود: «انا مدینه العلم و على بابها» «كه من شهر علمم، على در آن است» (بحار، ج 40، ص 210، ب 94، ح 4).
بنابراین ما باید احكام دین و علوم و دانش هاى دینى و علوم نبوى را از طریق اهل بیت علیهم السلام دریافت نماییم.

نکته 3):
قرآن به ما دستور داده است: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا (نساء، آیه 59)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.
بنابراین خود قرآن به ما دستور اطاعت از پیامبر و اولى الامر (كه مصداق بارز و درجه اول آن امامان معصوم است) را داده است.

بنابراین آنچه از احكام و دستورات نماز است همان دستوراتى است كه خدا به پیامبر داده است و پیامبر براى ما بیان نموده است. و احادیث پیامبر صلوات الله علیه و آله به وسیله اهل بیت آن بزرگوار و اصحاب و تابعین و علاقه مندان و ارادتمندان و دانشمندان حدیث و روایت با تحمل سختى ها و دشوارى ها و با زحمت هاى فراوان محفوظ مانده است. و در این راه سختى هاى فراوان كشیده اند و دانشهایى را براى درك و فهم و تجزیه و تحلیل و نقد و بررسى احادیث و روایات بنا نهاده و تأسیس نمودند.

نکته 4):
به عنوان نمونه: در كتاب شریف وسایل الشیعه كه بر اساس جمع آورى و ترتیب احادیث اهل بیت علیهم السلام نوشته شده است و از جوامع روایى ثانوى به حساب مى آید و مرجع علمى براى فقها و علما و دانشمندان است و براى مباحث علمى و فقهى به آن استناد مى شود بیش از هفت هزار روایات درباره نماز و خصوصیات و جزئیات آن از طریق اهل بیت پیامبر علیهم السلام نقل نموده است.
و در هر یك از جوامع دیگر، جوامع اولى مثل كافى، فقیه، تهذیب و جوامع ثانوى مانند: بحار ـ وسایل ـ وافى نیز به همین ترتیب مقدار قابل توجهى از روایات درباره نماز و شرح و توضیح آن آمده است.
از جمله در وسایل ج 3 ص 5، (چاپ اسلامیه ـ حدیث شماره 4383) از جوامع اولى (فروع كافى ـ من لایحضره الفقیه و تهذیب) باضافه كتابهاى علل الشرایع و معانى الاخبار و تفسیر عیاشى نقل مى نماید: از زراره نقل شده است كه گفت از امام باقر از آنچه از نماز كه خداى عز و جل واجب نموده است پرسیدم فرمود: پنج نماز در شب و روز. گفتم آیا خدا آنها را نام برده و در كتابش بیان كرده؟ فرمود: آرى، خداى تعالى به پیامبرش فرمود:« اقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل »(سوره اسراء، آیه 78) و دلوك شمس موقع زوال آن است و بین دلوك شمس تا نیمه شب چهار نماز است كه خدا آنها را نام برده و بیان كرده و بر ایشان وقت قرار داده. و غسق لیل نصف شب است. سپس خداى تبارك و تعالى فرمود: «و قرآن الفجر ان قرآن الفجر كان مشهودا »(سوره اسراء، آیه 78) پس این نماز پنجم است. و خداى تبارك و تعالى فرمود: « أقم الصلاة طرفى النهار »(سوره هود، آیه 114) و دو طرف روز مغرب و صبح است. « و زلفا من اللیل »(سوره هود، آیه 114) كه نماز عشاء است. و خداى تعالى فرمود: « حافظوا على الصلوات و الصلوة الوسطى »(سوره بقره، آیه 238) و صلوة وسطى نماز ظهر است و آن اول نمازى است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله گذارد و ظهر وسط روز و وسط دو نماز صبح و عصر است. « و قوموا للّه قانتین » (سوره بقره، آیه 238) و این آیه در روز جمعه نازل شد و رسول خدا(ص) در سفر بود پس پیامبر صلی الله علیه و آله در نماز قنوت خواند (و دستها را براى قنوت و دعا بالا برد).
خوب است توجه داشته باشیم كه اگر قرار است شخص مذكور مستقیما از قرآن كریم استفاده نماید این آیات را چگونه عمل مى نماید؟
و همچنین آیات دیگر از جمله:
«و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا »(سوره انسان، آیه 26)
« و اسجد »(سوره علق، آیه 19)
« و من اللیل فسبحه و ادبار السجود » (سوره ق، آیه 40)
« الراكعون الساجدون »(سوره توبه، آیه 112)
«فسبح بحمد ربك و كن من الساجدین » (سوره حجر، آیه 98)
« انما یومن بآیاتنا الذین اذا ذكروا بها خرّوا سجدا »(سوره سجده، آیه 15)
«تراهم ركعا سجدا » (سوره فتح، آیه 29)
« و تسبحوه بكرة و اصیلاً » (سوره فتح، آیه 9)
«یسبح له فیها بالغدو و الآصال »(سوره نور، آیه 36)
« و اذكر ربك كثیرا و سبّح بالعشى و الابكار »(سوره آل عمران، آیه 41)
«و سبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها »(سوره طه، آیه 130)
« و من آناء اللیل فسبح و اطراف النهار »(سوره طه، آیه 130)
« و استغفر لذنبك و سبح بحمد ربك بالعشى و الابكار »(سوره غافر، آیه 55)
« و سبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب »(سوره ق، آیه 39)
«فسبح باسم ربك العظیم »(سوره واقعه، 74 و 96 و سوره الحاقه، آیه52)
« سبح اسم ربك الاعلى »(سوره اعلى، آیه 1)
«فسبح بحمد ربك و استغفره » (سوره نصر، آیه 3)
«و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم »(سوره طور، آیه 49)
«و سبحوه بكرة و اصیلا » (سوره احزاب، آیه 42)
« ان لك فى النهار سبحا طویلا »(سوره مزمل، آیه 7)
« و من اللیل فتهجد به نافلة لك »(سوره اسراء)
« قم اللیل الا قلیلا نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا ان ناشئة اللیل هى اشدّ وطا و اقوم قیلاً »(سوره مزمل)
«قد افلح من تزكى و ذكّر اسم ربه فصلى »(سوره اعلى، آیه 15)
« الذین یذكرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم » (آل عمران، آیه 191)
« و اذا قاموا الى الصلاة قاموا كسالى یراءون الناس و لایذكرون الله الا قلیلا »(سوره نساء، آیه 142)
«و اذكر اسم ربك بكرة و اصیلا »(سوره انسان، آیه 25)
« فاذا قضیتم الصلاة فاذكروا اللّه قیاما و قعودا و على جنوبكم »(سوره نساء، آیه 103)

نکته 5):
به طور خلاصه با توجه به این آیات و دیگر آیات قرآن كریم ایشان باید اهل تهجد و نماز شب و تلاوت قرآن درشب و ذكر و عبادت و سجده و تسبیح به هنگام صبح و شب و... باشند و همان چیزى را كه خودش نماز مى داند ، دائما در همان حال باشد: «فى صلاتهم دائمون» (سوره معارج، آیه 23)
و عمل خاصى را به عنوان نماز انجام مى دهد و براى آن برخیزد و ذكر كثیر داشته باشد وگرنه به بیان صریح آیه قرآن منافق خواهد بود. «و اذا قاموا الى الصلاة قاموا كسالى و لایذكرون الله الا قلیلا» (سوره نساء، آیه 142) و تمام اوامر قرآنى را باید انجام دهد.
به هر حال خوب است روشن شود كه این همه آیات قرآن درباره ذكر و تسبیح و تلاوت قرآن و سجده و ركوع و قنوت و طهارت و مواقع خاصى سجده و ذكر و تسبیح و مانند اینها را چگونه عمل مى كند؟؟؟
و اگر مى گوید نمى دانم كه چه باید بكنم در این صورت جواب دهد كه با این آیه قرآن «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» (نحل، آیه 43 - انبیاء، آیه 7) چه مى كند اگر خود او اهل ذكر و قرآن ومعارف دینى نیست) باید برود و از اهل ذكر بپرسد.

و با این آیه قرآن كه مى فرماید: «و ما كان المومنون لینفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فى الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون » (سوره توبه، آیه 122) چه مى كند؟ آیا از آنهایى است كه براى تفقه در دین رفته است و فقه دین یادگرفته؟ یا از آنهایى است كه از كلام و گفتار كسانى كه علم دین یاد گرفته اند بهره مند مى گردد؟

منبع(کانون گفتمان قرآنی)


مناجات3

1-بار الها!از امروز تا روز قيامت بر پيروان پيامبر (ص)و همسرانشان،فرزندانشان و از كساني كه تو را اطاعت مي كنند،درود و رحمت فرست.

2-درودي كه به وسيله ي آن از معاصي تو محافظت شوند و باغ هاي وسيعي در بهشت به آن ها عطا كني و حيله ي شيطان را از آن ها دور نمايي و نسبت به كارهاي خوبي كه از تو كمك خواسته اند ،آن ها را كمك كني و از حوادث خطرناك شب و روز به جز اتفاق هاي خير و خوب ،آن ها را محافظت نمايي.

3-و به وسيله ي رحمت خود،آن طوري كن كه هميشه اميد به لطف و كرمت به طمع بستن به آن چه كه در نزدت است،بشتابند و آن چه كه در دست بندگان است و به ديگران عطا نموده اي،آن ها را به تهمت وادار نكن.

4-تا آن ها را به تمايل پيدا كردن نسبت به تو و ترسيدن از عذاب و غضبت ،رهنمون سازي و آ ن ها را به زهد در برابر دنيا سوق دهي و فراهم نمودن توشه بعد از مرگ وادار نمايي.

در يك نگاه

بوي جالب فضا

فضا چه بويي مي دهد؟تا به حال فكر مي كرديد كه فضا يك مكان خالي است و بويي ندارد اما اين طور نيست.فضا بويي دارد شبيه احتراق ناقص يا فلز داغ شده دليل هين مساله هم پراكندگي تركيبات آروماتيك در تمام فضاست.اين را لوئيس آلوندالا بنيانگذار بخش شيمي فضايي ناسا مي گويد.اين موارد به دليل ظاهر شدن دنباله دارها،سيارك هاي داغ و يا خرده سيارك ها ،سريع در فضا پخش مي شود.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

جنگ ليزري با سرطان

از بين بردن تومورها با استفاده از ليزر ،به روش جديد جنگ عليه سلول هاي سرطاني به حساب مي آيد.جديدترين تحقيقات نشان مي دهند كه ليزر مي تواند ارتباط رگ هاي لنفي را با سلول هاي در آستانه تغيير قطع كرده و از سرطاني شدن آن ها جلوگيري كند.به اين ترتيب رشد سلول ها متوقف شده و از بين مي رود.تومتس تاميلا و تيمش از دانشگاه هلسنكي در تحقيقي،اين موضوع را نشان دادند.

نگرشی بر ادیان الهی 4

 

ACDSee 10.0 JPEG Image

شریعت حضرت خاتم الانبیاء

وضعیت عربستان وجهان از دیدگاه علی (علیه السلام)قبل از بعثت پیامبر(ص)

"خداوندمحمد(ص)رابیم دهنده جهانیان وامین وحی قراردادوباکتاب خود اورامبعوث کردوشمامردم عرب دربدترین آیین ومکان به سرمی بردید.میان سنگلاخهاومارهای کروسمی که ازهیچ صدایی نمی رمیدند اقامت داشتید درحالی که ازآبهای لجن می نوشیدیدوازغذاهایبدوخشن(هسته خرماوسوسمارو...)می خوردیدوخون یکدیگر را می ریختیدوازخویشاوندان دوری می جستید.پرستش بتها میان شما برپابودواز گناهان پرهیزنداشتید."(۹۴)

امام علی(ع)درباره وضع عمومی جهان ومردم چنین می فرماید:"خداوندپیامبراسلام(ص)راوقتی فرستادکه ازدیربازپیامبری نیامده بود ملتها درخوابی طولانی فرورفته بودند سررشته کارها ازهم گسیخته وآتش جنگها درهمه جا شعله وربوددنیاراتاریکی وجهل وگناه تیره کرده بودفریبکاری آشکار برگهای درخت زندگی بشرپژمرده وزردشده وامیدثمری از آن نبودآبها فرو رفته وفروغ هدایت خاموش شده بودبدبختی به بشرهجوم آورده بودوچهره کریه(زشت)خودرانمایان کرده بود.ترس دلهای مردم رافراگرفته بودوتنها پناهگاهشان شمشیربود"(۹۵)

اعتراف مورخان ودانشمندان به معجزه اسلام درجزیره العرب

"جان دیون پورت"دانشمندمعروف انگلیسی می نویسد:...محمد(ص)یک نفرعرب ساده قبایل پراکنده وکوچک وبرهنه وگرسنه کشور خودش را مبدل به یک جامعه فشرده وبا انضباط نمودودرمیان ملل روی زمین آنها راباصفات واخلاق تازه ای معرفی کردودرکمترازسی سال با اینطرزوروش امپراطوری قسطنطنیه رامغلوب کرد وسلاطین ایران راازبین بردسوریه وبین النهرین ومصرراتسخیرکردودامنه فتوحاتش را ازاقیانوس اطلس تا کرانه دریای خزروتارودسیحون بسط داد."

"دکترگوستاولوبون"به این حقیقت این چنین اعتراف کرده است:...تا زمان این حادثه حیرت انگیزیعنی "اسلام"که دفعتا نژادعرب را به لبا جهانگیری وخلاق معانی به مانشان دادهیچیک ازقسمتهای عربستان نه جزوتاریخ تمدن شمرده می شد ونه از حیث علم یامذهب نشانی ازآن بود"

آغاز بعثت پیامبراسلام(ص)ونزول قرآن

چهل سال ازعمرپیامبرگذشت ماه رجب بود پیامبر(ص)درفرازکوه"حِرا"به عبادت وناجات باخدا اشتغال داشت درروز۲۷رجب ناگاه جبرائیل امین وپیک مخصوص وحی خدا نزدپیامبر(ص)نازل شدوسوره (علق/۵)راخواندبه این ترتیب آغازاسلام بانام خدا خواندن وقلم و...شروع شدبعثت که معنی رستاخیزمعنوی وانقلاب درهمه اموراست با"انقلاب فرهنگی"آغازگردیدچراکه پایه واساس انقلابها به خواندن ونوشتن و(انقلاب فرهنگی)بستگی دارد.عصاره رسالت قرآن کریم است. شخصیت حقوقی رسول خدا(ص)به صورت قرآن کریم متجلی است واین چراغ همیشه روشن است چراغی راکه خدای سبحان برافروزدهرگزخاموشی ندارد.

 مزایای رسول اکرم(ص)برانبیای گذشته(علیه السلام)

قرآن قائل به تفاضل بین انبیاء است ومی فرمایدبرخی ازانبیاءرابربرخی دیگرفضیلت دادیم(بقره/۲۵۳)(اسراء/۵۵) مثلا برای انبیای اولواالعزم مزیت خاصی قائل است که برای سایرین قائل نیست اگرچه بین خودانبیای اولواالعزم نیز تفاضل وجودداردبه گونه ای که افضلیت پیغمبراسلام(ص)رابرپیامبران اولواالعزم اثبات می کند.رسول خدا(ص)مزایای خاصه هرپیامبری رانیزدارا است چون خاتم همه انبیاست بنابراین بحث درسه مقامحضرت رسول خدا(ص) است:مقام اول:رسول خدا(ص)مزایای مربوط به نبوت عامه را داردچون هرپیغمبری باید دارای آن باشد.مقام دوم:مزایای خاصی که مربوط به هرکدام ازانبیاست نیز در خصوص پیغمبر اسلام(ص)جمع است ازآنروکه وی خاتم انبیاء وافضل آنهاست.مقام سوم:رسول خدا(ص)دارای مزایای خاصی است که فوق تمام مزایای(مشترک نبوت وخاص هرپیامبر)است.پس مقام اول ودومازبحث فوق روشن شدامابرای اثبات مقام سوم مطالبی به شرح ذیل مطرح می شود:۱)خدای سبحان از زبان حضرت عیسی بیان می کندکه فرمود:"به شما بشارت می دهم وجود پیامبری بعدازخودم راکه نام مبارک اواحمد است(صف/۶)بشارت درموردی است که پیامبربعدی مطالب نو وتازه ای  رابرای امتش یابرای دیگران بیاوردولی اگرپیغمبرخاتم(ص)نکته جدیدوتازه ای به همراه نیاورده باشدودرسطح انبیاء گذشته یادرسطح رسالت عیسای مسیح سخن گفته باشددیگراولانیازی نبودپس ازعیسای مسیح پعغمبردیگری بیایدثانیابرفرض آمدن نیازبه بشارت نبود.پس معلوم می شود که حضرت محمد(ص)از عیسی(ع)افضل وقرآن ازانجیل(غیرمحٌرف)بالاتراست تامعنای بشارت تحقق یابد.۲)ازدیدگاه قرآن مقام وشخصیت معنوی هرپیغمبردرکتاب آسمانی اوتجلی می کندمقام موسیی کلیم درحدتورات ومقام عیسی مسیح درحدانجیل جلوه گرشده استانبیای پیشین نیزدرحدکتب وصحف آسمانی خودظهورکرده انداگرچه همه انبیاء گذشته حق آورده اندولی کتب آنهاتحت سیطره ونفوذ قرآن حفظ می شودو وقتی ثابت شدکه قرآن برهمه کتابهای انبیاء فضیلت دارد ثابت می شود که پیامبرخاتم(ص)نیزبرهمه انبیای گذشته برتری داردزیراپیغمبردرحدقرآن است وقرآن باجلالت است پس پیغمبر(ص)باجلالت است.۳)مزیت سوم خاتمیت پیغمبراست(احزاب/۴۰)یعنی تاروزقیامت احدی بهتر از پیغمبر اسلام(ص)نخواهدآمدزیرارسول خدا(ص)انسان کامل است وکامل ترازوجودمبارک اونخواهدآمدهرچندمیلیونها سال بگذرد واگرکامل ترازرسول اکرم(ص)یافت می شد حتما اوبه مقام خاتمیت می رسیدنه رسول اکرم (ص).۴)خداوند وقتی می خواهد تعبیر"عبد"رانسبت به سایرانبیاءبکارببرد همراه باذکرنام آنها بکارمی بردمثلا می فرماید:واذکرعبادنا ابراهیم واسحق ویعقوب اولی الایدی والابصار"(ص/۴۵)یامی فرماید:"یادکن بنده ما داود را"( ص/۱۷)"یادکن بنده ما ایوب را"(ص/۴۱)بنده ما نوح راتکذیب کردند"(شعراء/۱۰۵)و...ولی پیامبرخاتم(ص)رابدون نام یادمی کندمثلا(تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا)(فرقان/۱)زیراعبودیت اوازهمه عبودیت ها کامل تراست.۵)خداونددرقرآن تنهابرای پیامبر(ص)تعبیر"اول المسلمین"دارد(انعام/۱۶۳)و(کهف/۱)ودرباره هیچ پیامبردیگری بکارنبرده حضرت ابراهیم بااینکه سبقه زمانی داشت وسرسلسله انبیای ابراهیمی بود ورسول خدا(ص)هم خودرافرزنداو می داند با این حال خداوندبه اونفرمودکه بگومن اولین مسلمانم"نوح"که شیخ الانبیاءونیزآدم که ابوالبشراست هیچ کدام این جمله رانفرموده اندتنهاکسی که قرآن ازاوبه عنوان اول المسلمین یادمی کندوجودمبارک رسول اکرم(ص)است و روشن است که این اولیت زمانی وتاریخی نیست بلکه اولیت ذاتی وبعبارتی اولیت دررتبه ومقام است چنانکه درقیامت اواول کسی است که محشورمی شود.۶)ازبرجسته ترین مزیای علمی رسول اکرم (ص)آن است که خدای سبحان قرآن رابه اوآموخته وحقیقت آن رادرقلب مطهراوالقاءکرد.کلام وسکوتش مظهر کلام وسکوت خداست هرچه می گویدوحی است وهرآنچه باوحی دریافت نموده به مردم ابلاغ می کندنه ازوحی می کاهدونه غیرازوحی چیزی می گوید(نجم/۳و۴)

رسالت منهای ولایت به مقصدنمی رسد

پس ازسالها زحمات شبانه روزی وزحمات طاقت فرسای رسول خاتم(ص)وعلی(ع)زمینه برای پیروزی اسلام درجهان ایجادشده بودوسرتاسرجزیره العرب تحت پرچم اسلام درآمده بودومی رفت که ازمرزها صادرگرددوجهان گیرشودکه ماجرای "حجت الوداع"بوقوع پیوست"اما درخصوص آخرین حج(سال دهم هجرت)وآخرین پیام پیامبر(ص)بایدگفت:که پیامبر(ص)دربازگشت ازمکه در روز پنج شنبه درنزدیکی جحفه درمحلی به نام غدیرخم به فرمان خداوندوطی نزول آیه ای بامحتوای تاکید-تهدید-تضمین-کاروان رامتوقف ساخت""ای پیامبرآنچه ازطرف پروردگارت برتونازل شده است به طورکامل به مردم برسان واگرنکنی رسالت اوراانجام نداده ای وخداوندتورا(ازخطرات احتمالی)مردم حفظ می کند.(مائده/۶۷)پیامبر(ص)دراجتماعی بیش ازصدهزارنفرطی یک سخنرانی درباه فداکاریهای خودخطرات آینده وخطرجاه طلبی رایادآورشدوضمن سفارش قرآن واهل بیت وحدیث ثقلین با گرفتن اقرارعمومی درباره ولایت ورهبری خودش دست علی رادربالای منبربلندکرده وولایت خودش رابه امرخداوندبرای علی بن ابیطالب قراردارد.وفرمود:"که هرکس که من مولا ورهبراوهستم علی مولا ورهبراوست."و۳بار این جمله راوبه گفتی بعضی ۴بارتکرارکرد.

تفسیراسلام

علی (علیه السلام)درگفتاری که درکلمات قصارنهج البلاغه ازاونقل شده این حقیقت راضمن بیان عمیقی روشن کرده ومی فرماید:می خواهم اسلام را آن چنان تفسیرکنم که هیچ کس بیان نکرده باشدسپس۶مرحله برای اسلام بیان نمود:

مرحله اول:اسلام همان تسلیم دربرابر حق است.

مرحله دوم:"تسلیم"بدون یقین ممکن نیست(زیرا تسلیم بدون یقین تسلیم کورکورانه است نه عالمانه.)

مرحله سوم:یقین هم تصدیق است(یعنی تنها علم ودانایی کافی نیست بلکه به دنبال آن اعتقادوتصدیق قلبی لازم است.)

مرحله چهارم:تصدیق همان اقرار است(یعنی کافی نیست که ایمان تنها درمنطقه قلب وروح انسان باشد بلکه باشهامت وقدرت بایدآنرا اظهارداشت)

مرحله پنجم:اقرارهمان انجام وظیفه است(یعنی اقرارتنها گفتگوی زبانی نیست بلکهتعهدوقبول مسئولیت است)

مرحله ششم: انجام مسئولیت همان عمل است(عمل به فرمان خداوانجام برنامه های الهی)زیراتعهدومسئولیت چیزی جزعمل نمی تواندباشد این روشن ترین تفسیری است که برای اسلام درتمام جنبه ها می توان بیان کرد.

اسلام دین جهانی

خداوند پیرامون جهانی بودن دعوت پیامبر(ص)می فرماید:"ای رسول بگو به مردم که من فرستاده خدابسوی همه شما هستم...واز اوپیروی کنیدتاهدایت یابید"درتفسیر روایی آیه فوق به نقل ازامام مجتبی(ع)آمده است که:عده ای ازیهودنزدپیامبر(ص)آمدندوگفتند:ای محمدتویی که گمان می بری فرستاده خدایی وهمانند موسی(ع)برتووحی فرستاده می شود؟!پیامبرکمی سکوت کرد سپس فرمود:آری منم سیدفرزندان آدم(ع)وبه این افتخارمی کنم من خاتم پیامبران وپیشوای پرهیزکاران وفرستاده پروردگارجهانیانم.آنهاسوال کردندبه سوی چه کسی؟به سوی عرب یاعجمیاما؟خداوندآیه فوق رانازل کردورسالت پیامبر رابه تمام جهانیان باصراحت درآن شرح داد.به هرحال آیه فوق همانندآیات بسیاردیگری ازقرآن مجیددلیل روشنی برجهانی بودن دعوت پیامبر اسلام (ص)است.درآیه۲۸سوره سبا نیز می فرماید:"ترا جز به سوی همه مردم نفرستادیم"ودرآیه۱۹سوره انعام می فرماید:این قرآن به من وحی شدتاشماوتمام کسانی راکه قرآن به آنها می رسد انذارکنم.ودرآغازسوره فرقان می فرماید:پاینده وبرقرار است خداوندی که قرآن رابربنده اش فرستادکه جهانیان راازمسئولیتهایشان بیم دهد"اینها نمونه آیاتی هستندکه گواه جهانی بودن دعوت پیامبر اسلام(ص)است.

 (الهم تَقَبٌل منٌا انٌکَ انت العلیم الحکیم)

 

 

 

 

گمراه كسي است كه راه را به اشتباه رفته است و به عبارت ديگر كسي است كه به دليل عدم آشنايي با نياز هاي خود و عدم آشنايي با چگونگي تامين آن ها راه را اشتياهي برگزيده است .و نتيجه گرفتيم خالق هستي به دليل آن كه خود خالق همه چيز و آشناي به همه نياز ها و راه ها ي تامين آن هاست،بهترين براي نشان دادن راه و بهترين براي نظلرت بر حركت انسان در اين راه است.و گفتيم كه هدايت در اصل همين اقدام است كه خداوند خود بر عهده گرفته است.و نتيجه گرفتيم تربيت همان نشان دادن راه است و تربيت ديني يعني همان تلاشي كه متكقل عرضه راه الهي براي كمال مورد نياز انسان است.پس از اين وقتي سخن از تربيت ديني مي شود در اصل سخن از منطقي ترين راه براي بر طرف شدن نياز هاي واقعي انسان و سخن از دستيابي به تعادل روحي،رواني و معنوي انسان مي شود كه انسان بدون آن ،انسان نيست.در يافتيم كه تنها در تربيت ديني است كه به تمام نياز هاي انسان توجه شده است و اين همان آیه الهي است كه ولا رطب و لا يابس الا في كتاب مبين.

 

اما خطاي امروز ما:

به نظر مي رسد اصلي ترين خطايي كه ما امروز به آن مبتلا شده ايم اين است كه تربيت را به دو بخش ديني و غير ديني تقسيم نموده ايم و به طور نا خود آگاه بخشي از آن را خود متكفلئ گشته ايم و بخشي ديگر را به خدا سپرده ايم.نماز و روزه را از نمود هاي تربيت ديني مي دانيم.ليكن نوع معاملات تجاري و اقتصادي را خارج از اين مقوله.همه خوانندگان اين مقاله را به اين تفكر دعوت مي كنيم.بگرديد و ببينيد آيا چيزي خارج از تربيت وجود دارد كه بتوان خارج از تربيت ديني يافت؟آيا اساسا ممكن است انسان بدون دست يافتن به اراده خداوند نسبت به يك عمل،اقدام مناسبي نسبت به آن انجام داد؟

ولي البته اين نكته صحيح است كه اراده خداوند در هدايت و تربيت انسان به طرق زير تحقق يافته است:

-از طريق فطرت

-از طريق عقل

-از طريق شريعتي كه به وسيله انبيا هدايت شده است.

و بسيار روشن است كه هر كدام كه نباشد هدايت و تربيت داراي نقص است.

آنچه امروز به آن نياز داريم تغيير انسان نيست كه اين تلاش شياطين انس و جن است.كه به يافتن و تدوين راه ها و روش هايي نياز داريم كه از طريق آن بتوانيم انسان گرفتار امروز را به كمال دنيا و سعادت آخرت او را تضمين مي كند آگاه سازيم كه اين سخن نياز به فرصت ديگري دارد.

تربيت ديني

1-نكات مهم و كليدي

-چالش ها ي امروز دسترسي،جابه جايي حسن و قبح،ديگر كنترلي به جاي خود كنترلي

2-تصوير مهم براي ايجاد رفتار

-تصوير از خود توانايي خود،مسئوليت خود

-تصوير از موضوع

-تصوير از گوينده

روش هاي تربيت ديني –روش هاي خطا  تحميل،تلقين

روش هاي صحيح آنچه ايجاد نسبت نزديك مي كند،اختيار اركان ختيار:علم -علاقه- مهارت- امكان-اراده

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    

شكل كيري اراده:

تصور

ارزيابي

اقدام در صورت فايده و لذت

ترك در صورت ضرر و درد

اين سوال وجود دارد كه آيا انسان تمايل و نيازي به دين دارد؟جواب مثبت است.

نياز هاي انسان عبارتند از :

-نياز هاي مادي

-نياز هاي روحي

-نياز هاي معنوي

پيشرفت ادراكات ديني:

-دين داري در دوران كودكي فطري و عملي است

-در نوجواني روحي و عاطفي است

-در جواني فكري و منطقي است

-در بزرگسالي فقهي و تشريعي است     

نگرشي براديان الهي 3

ACDSee 10.0 JPEG Image

شريعت حضرت عيسي (عليه السلام)

دركتب يهودخبراز ظهورپيامبري است كه ناجي قوم بني اسرائيل خواهدبود.محققان معتقدند كه قوم يهود براثرتماس با ايرانيان به يك منجي موعوداعتقاد پيداكردندكه مانند"سوشيانت"درآخرالزمان ظهورخواهدكرد.

دراينجا قسمتي ازفضايل ومعجزات عيسي(ع)بنابه تصريح قرآن كريم كه درتوصيف آن حضرت آمده بيان مي شود:رسول باعظمت خداست.داراي معجزات ومويٌدبه روح القدس است.پيامبرپاك خدا ازعبادا...الصالحين است.اودرزاييده شدن ومادرش درزاييدن نشانه قدرت بي پايان خداهستند.او ازمقربان درگاه خداواز راهنمايان توحيداست.داراي جاه وشرف دردنيا وآخرت است.او كلمه خداست وخداوند به او تعليم كتاب وحكمت داده است.

نمونه هايي ازمعجزات حضرت عيسي:۱)درگهواره بامردم سخن مي گفت-۲)مي توانست از گل چيزي شبيه به مرغ بسازدودر آن بدمدوبه اذن خدا مرغي شود.۳)مرده ها رابه اذن خدازنده مي كرد.۴)كورمادرزادومرض برص رابه اذن خدا شفا مي داد.۵)ازآنچه مردم مي خورندويادرخانه هاذخيره مي كردندخبرمي داد.۶)نزول مائده آسماني برآن حضرت به درخواست ايشان تحقق يافت.

مجموع اين معجزات درآيات ۴۶و۴۹سوره آل عمران وآيه۱۱۰سوره مائده آمده است.

اصول وانديشه ها

مسيحيت تحريف شده امروز مذهب را مربوط به دل ودروون انسان مي داند وعقل را ازآن بيگانه معرفي مي كندوحتي تضادهاي عقلي(همچون توحيد درتثليث)رامي پذيردوبه همين دليل انواع خرافات را اجازه ورود به مذهب مي دهد.

اعتقادات مسيحيان:

الف)اعتقادبه اينكه عيسي(ع)پسرخداست!

طرح چنين اعتقادي بدين صورت است:"اب،ابن،روح القدس"كه نشانه سه گانه پرستي آنان مي باشد.پدروپسر وروح القدس سه شخصيت دريك وجود مجردهستندكه در ازليت،برابرندوتشكيل تثليث عيسي(ع)را مي دهند.در انجيل عقايد تثليث مختلف است.

ب)اعتقادبه وجودفرشتگان وشيطان

درتعاليم عيسي(ع)ومتون اناجيل سخن ازوجودفرشتگان وشيطان آمده است.درانجيل "مرقس"مي خوانيم كه:"...آنگاه پسرانسان رامي بيندكه باجلالبرابرها مي آيدودرآن وقت فرشتگان خودرا از جهات اربعه ازانتهاي زمين تابه اقتصاي فلك فراهم خواهدآورد"ودرانجيل متٌي اورابه نام ابليس معرفي كرده است.درانجيل لوقا آمده است:شيطان مي خواهدانسانها رامانندگندمغربال كند.(۶۱)

ج)اعتقادبه بهشت وجهنم وقيامت:

درارتباط باحيات جاوداني مومنان درجهان آخرت دراناجيل مطالبي آمده ودرتمام آنها خداوند وعده حيات جاوداني دربهشت رابه مومنان داده است.و"جهنم"مكاني است كه درآنجاگريه وفشاردندان خواهدبود.وجهنم همچون درياچه اي افروخته از آتش وكبريت است كه ساكنين آن تابه ابد عذاب خواهندكشيد.

د)عقيده به گناه آدم وقرباني شدن عيسي(ع)

جان ناس مي گويد:"گناه اوليه"درآيين عيسي (ع)مفهوم ويژه اي دارد،آدم گناه كردوازبهشت بيرون رانده شد،فرزندانش سرنوشت تيره اي يافتند تا اينكه مسيح ظهوركردوباخون خود آن گناه ازلي را ازدامان انسانيت پاك نمود.اين موضوع يكي ازمباني شريعت عيسي(ع)است.

ه)عقيده به خريدگناه وجوازورودبهشت

از رسوم خرافاتي كه هم اكنون درمسيحيت رايج است،"اعتراف به گناه نزدكشيش"است.بطوريكه فردپس ازاعتراف ،ازگناهان پاك شده وآمرزش نامه ياسندمالكيت بهشت را بدست مي آورد.اسلام ضمن ردٌاين عقيده خرافي معتقداست:بخشش گناه دراختيارخداست وقرآن دراين باره مي فرمايد:"كيست كه گناهان رابيامرزدجزخداوند"(آل عمران/۳۵)-يا اينكه مي فرمايد:"سرنوشت هرفردي درگرو عمل خويش است"(مدثر/۳۷)

كتب ديني مسيحيان:

۱)انجيل متٌي ۲)انجيل مرقس ۳)انجيل لوقا ۴)انجيل يوحنٌا ۵)انجيل برنابا

مراسم ديني مسيحيان:

۱)غسل تعميد ۲)اعتراف غيراجباري تناول وافطار ۴)حضوردركليساوقرائت اعيه لوتر ۵)تلاوت كتاب مقدس ۶)ازدواج

فرقه هاي مسيحيت:

الف)مذهب كاتوليك ب)مذهب ارتدوكس ج)مذهب پرتستان

سرنوشت عيسي(ع)

نظرمسيحيت:اكثرمسيحيان معتقدندروحانيان وكاهنان يهودازترس تعاليم وافكارعيسي(ع)توطئه قتل اوراچيدندوبا كمك يهودا اسخريوطي"وي شناسايي ودستگيرشدوباحكم شوراي علماي يهوددرخارج ازشهراورشليم به صليب كشيده شد.اما گروهي ازمسيحيان از جمله معتقدين به انجيل "برنابا"معتقدندعيسي(ع)به صليب كشيده نشدوكسيكه مصلوب شد"يهوداي اسخريوطي"بود.

نظراسلام:خداجسم وروح عيسي(ع)راباهم به آسمانهابالابردواودرآنجازنده است دلايل اثبات اين ادعا،آيات وفرمايشات خداي حكيم درقرآن كريم است:".....وهم به سبب كفرشان وبهتان بزرگشان برمريم"پاك ومنزه"وهم ازاين رو كه(به دروغ)گفتندمامسيح بن مريم عيسي(ع)رسول خدا راكشتيم درصورتيكه نه اوراكشتندونه به داركشيدندلكن امربرآنهامشتبه شدوهمانا آنانكه درباره اوعقايدمختلف اظهارداشتندازروي شك وترديدسخني گفتندوعالم به آن نبودندجزآنكه از پي گمان خودمي رفتند وبه طوريقين(شما مومنان بدانيدكه)مسيح رانكشتندبلكه خدااو رابه سوي خودبالا بردوپيوسته خدابرهمه ملك وجودمقتدروكارش همه از روي حكمت است."(نساء/۱۵۸-۱۵۶)

دوستان عزيز براي كسب اطلاعات كامل تربه كتاب نگرشي براديان الهي (نويسنده:مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج حسين اسلامي)مراجعه نماييد.

 

مجيدي:محتاط بازي كردم.

او گفت:ما فوتبال بازي كرديم ولي تراكتور سازي برد.تبريزي ها از سه فرصت خود استفاده كردند و پيروز شدند.ما به استحقاق مان نرسيديم.من به خاطر اينكه سه اخطاره نشوم محتاط بازي كردم.ما بايد اين شكست را فراموش كنيم وبراي دربي آماده شويم. مجيدي در اين بازي(استقلال_تراكتور)يك گل هم زد.شماره ي هفت استقلال اين روزها بسيار آماده است .او 6 گل زده.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

زندگي چيست؟

زندگي فرصتي است كه به انسان براي حركت داده شده است.فرصتي كه با تولد آغاز مي شود ولي با مرگ پايان نمي پذيرد.اين فرصت مركب از دو جريان آغاز مي شود:

1-جريان حيات فردي

2-جريان حيات اجتماعي

اديان الهي خصوصا اسلام به هر دو جريان توجه نموده است،زيرا هر كدام از آن ها كه فاسد شوند ديگري را نيز فاسد خواهند كرد.مسير زندگي نا پايدار است و متلاطم،در اين مسير انسان قرار دارد با همراهي موجودات ديگر كه هر كدام به كار و وظيفه اي مشغول اند.

چه كسي قادر است در اين مسير انسان را راهنمايي كند؟

وجودي كه حداقل داراي ويژگي هاي زير باشد:

1-انسان را به خوبي بشناسد

2-ساير موجودات را نيز بشناسد

3-رابطه درست و صحيح و مفيد مؤثر ميان انسان و ساير موجودات را نيز بداند.

و اين وجودي جز خداوند تبارك و تعالي نيست.چرا كه او خود خالق همه آن ها و روابط ميان آن ها است.

نياز هاي انسان:

نياز هاي انسان در دوره ي زندگي دنيايي او را مي توان به سه دسته تقسيم نمود،كه چنانچه به خوبي تامين شوند كمال در دنيا و سعادت در آخرت را به دنبال خواهند داشت.

1-نيازهاي مادي از قبيل:

-نياز به آب و غذا

-نياز به همسر

2-نيازهاي روحي،رواني از قبيل:

-نياز به امنيت

-نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن

-نياز به خود شكوفايي

-نياز به دانستن و فهميدن

3-نياز هاي معنوي از قبيل:

اين نياز ها پس از برآورده شدن نيازهاي مادي و روحي ظهور مي كند عبارتند از:

-نياز به حقيقت

-نياز به درستي و خير خواهي

-نياز به كمال رسيدن

-نياز به وحدت و يكپارچگي

-نياز به تغيير يافتن

-نياز به عدالت

-نياز به غنا

و نظاير آن

اگر آنچه  تا كنون گفته ايم را جمع بندي نماييم نتايج زير قابل دسترسي است:

انسان زندگي مي كند و در اين مسير نياز هاي متعددي دارد كه چنانچه تامين شود او را متعادل و در مسير كمال و رستگاري قرار مي دهد،و اين نياز ها تنها جنبه ي مادي ندارد كه تامين تنهاي آن كافي باشد/تنها جنبه ي روحي و رواني ندارد كه تامين آن ها او را كامل نمايد.كه مجموعه اي است از نياز هاي مادي،روحيو معنوي كه تامين همه ي آن ها آرام بخش است.و نتيجه گرفتيم انسان اگر بدون راهنما در اين مسير رها شود گم خواهد شد.گمراهي همين مفهوم را دارد.

جادوگر از دربي وبازي با ذوب مي گويد.

كريمي:بايد با دقت ضربات آخر را مي زديم

علي بدون شك بهترين بازيكن بازي با ذوب آهن بود.اين بازيكن موقعيت هاي زيادي ساخت و يك گل هم زد.او بعد از اين بازي گفت:بازي خوبي را مقابل ذوب آهن كه در چند سال اخير يكي از تيم هاي خوب ايران بوده انجام داديم.فرصت هاي را در نيمه ي اول ودوم داشتيم و بايد با دقت بيشتري ضربات آخر را مي زديم.

جادوگر از دربي نيز گفت:ديدار با ذوب آهن با دربي فرق دارد.سعي مي كنيم با تمرينات خوب و رفع نقاط ضعف پا به دربي بگذاريم وبه يك نتيجه خوب برسيم.البته كار سخت است چون قطعا هر دو تيم براي گرفتن امتياز به ميدان مي آيند اما ما هم براي شاد كردن دل هوادارانمان در دربي  به ميدان مي رويم تا انشاالله به سه امتياز برسيم.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

سسك  گلزن جديد بارسا

 

سسك اززمان حضور در بارسلونا راحت تر از قبل گل مي زند.جدا از گل هاي باشگاهي او در بازي

جمعه شب مقابل شيلي گل هايي مهم و حياتي براي اسپانيا به ثمر رساند.

پاس گل ها ازجانب مسي

زمان زيادي طول نكشيد تا او اولين گلش را براي تيم بزند.سسك درمناكو گلي زيبا به پورتو زد.گلي كه قهرماني سوپر جام اروپا را براي تيمش مسجل كرد.مسي پاس گلي عالي را مهيا كردو اين كاتالاني  كه از زمان تيم هاي پايه ي بارسا اولين بار بود كه در كنار مسي بازي مي كرد دروازه را باز كرد.مسي پايه گذار اولين گل سسك در لاليگا در ديدار با ویا رئال هم بود.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

 

رونالدو:مسي بهترين بازيكن دنياست.

كريستيانو رونالدو در واكنش به سوالات متعدد خبرنگاران طي چند روز اخير به خاطر انتخاب مسي به عنوان بهترين بازيكن اروپا گفت:"شك ندارم مسي بهترين بازيكن جهان است.تشابهات زيادي بين من ومسي وجود دارد مثلا هردو تكنيكي هستيم وهردو در باشگاه هاي بزرگ وپرهواداري هستيم ومربيان بزرگي هم داريم اما من هرگز توانايي پوشاندن حقيقت راندارم ومشخص است مسي از من بهتر بوده و بهترين بازيكن دنياست."

                          ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image              ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image      

نگرشی بر ادیان الهی 2

  شریعت حضرت موسی (علیه السلام)

قوم یهود:از نژادسامی ها از اعقاب سام پسرنوح نبی( علیه السلام)هستند که خاستگاه اولیه شان درشبه جزیره عربستان بوداین قوم از گذشته وحال دارای نامهای گوناکون بوده اند ازجمله آن عبری یا عبریان است که این نام متعلق به زمان قبل ازحضرت مسیح علیه السلام است زمانی این قوم به صورت آواره دربیابانها زندگی می کردند وبه پرورش حیوانات سرگرم بودند.

درقرآن وروایات اسلامی از این قوم به هردو نام "یهود"و"بنی اسرائیل"یادشده اسرائیل به معنای عبدالله است وبه کلیه پیروان حضرت موسی (ع) بنی اسرائیل گفته میشودکه درقرآن فقط یک قوم خاص یعنی قبایل دوازده گانه از پیروان موسی (ع)راشامل می شود.

پیدایش قبایل دوازده گانه :که این قبایل به ۱۲ فرزند پسریعقوب (ع) برمی گرددکه هرکدام قبیله ای را به وجودآوردندکه به آنها"اسباط دوازده گانه"گویند.

کتاب قوم یهود:تورات کتاب مقدس این قوم آغاز موجودیت یهود راپس ازطوفان نوح وبنای شهربابل (شهری در عراق بوده)می داند.تورات شامل اسفارخمسه(کتابهای پنج گانه):۱)سِفر پیدایش ۲)سِفر خروج ۳)سِفرلاویان ۴)سِفراعداد ۵)سِفرتثتیه

بنی اسرائیل درفلسطین ساکن شدند:درسال۵۸۶قبل ازمیلاد بخت النصر(پادشاه کلده)شهر اورشلیم راتسخیر و ویران نمود و"یهود یاقیم "پادشاه یهود را اسیر کرد وکوروش (پادشاه هخامنشی)توانست به۴۷سال آوارگی قوم یهود پایان دهدوآنان را به جمع آوری تورات وبازسازی معبدشان فرمان دهد.منابع تاریخی پیشینه تاریخی این قوم را بیشتر در بی خانمانی وبیان بان گردی نشان می دهدبه خاطرشرایط جغرافیایی وبروزخشکی درشبه جزیره عربستان بودکه آنه رامجبوربه مهاجرت به مدیترانه پس ازسالها سرگردانی بود.بنابراین آنان ساکنان بومی فلسطین نبوده واز نژادسامی ومهاجرهستند.

اصول واندیشه ها:یهودیان توجه خاصی به ادای قربانیهای خویش درمراسم مختلف دارندوباعناصر غیریهودی ازدواج را حرام می دانندوبه احترام روز سبت(شنبه)سخت پای بندندودرآن روز کارنمی کنندونه کسی را درخانه به کارمی گمارند.سن تکلیف برای انجام تکالیف مذهبی از۱۳سالکی شروع می شود.آنطورکه دراحکام عشره "ده حکم الهی"درباب بیستم از سفر(کتاب) خروج آمده:قتل نفس" "زنا" "سرقت" شهادت به دروغ" بت پرستی" آزردن همسایه وبه باطل نام یهوه(خداوند هستی)رابردن درنزدایشان حرام است وپرستش خدای یکتاواحترام به روزشنبه وبه پدرمادربرایشان واجب است.

سرنوشت یهودیان:پس از رحلت موسی(ع)اوضاع بنی اسرائیل روبه زوال گذاشت وآنها نصایح موسی(ع) را ازیادبردندوبه غارت وکشتارمشغول گشتند.درشهرهای فلسطین دست به قتل عام وغارت زدند.قرآن کریم برجسته ترین صفات منفی این قوم راچنین بیان می کند:۱)قساوت وتوحش(بقره/۷۴)(مائده/۱۳) -۲)کشتن انبیاء خدا-۳)دروغ -افتراو...تحریف(آل عمران/۶۹) (نساء/۴۶) (مائده/۴۰)-مکروخدعه(مائده/۴۱)-۵)مال اندوزی ...وثروت اندوزی(اعراف/۱۴۸) (مائده/۶۲)-۶)پیمان شکنی ونقص عهد(اعراف/۱۶۹)-۷)فساداخلاق(مائده/۷۸/۷۹)-۸)رباخواری(نساء/۱۶۰و۱۶۱)

برای کسب اطلاع کامل تر ودقیق تربه کتاب نگرشی برادیان الهی(نویسنده:مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج حسین اسلامی)مراجعه نمایید.

 

بسمه تعالي

راه كارهاي ترغيب و تشويق تربيت ديني(نماز،حجاب)دانش آموزان و اوليا

در چند صفحه اي كه پيش رو داريد كوشيده ام تا فقط روزنه اي را بگشايم تا آغازي باشد براي توجه به نقش عظيمي كه بر عهده ي همه ي ما است :

تعريف دين:

براي گفت و گو پيرامون تربيت ديني لازم است ابتدا ماهيت و حدود دين را تعريف كنيم

براي دين تعاريف متعددي بيان شده كه از جمله مي توان به تعاريف زير اشاره كرد

1-دين يك نهاد الهي است كه انسان را در عقايد به سوي حق و در رفتار و معاملات به خير فرا مي خواند.

2-دين مجموعي از عقايد احكام و آداب است كه خداوند براي بندگان خود تشريع كرده است تا آنان را به انتخاب خويش به آنچه در دنيا برايشان سودمند و در آخرت ضامن خير و خوبي است هدايت نمايد.

3-دين عامل هدايت انسان به سوي كمال و سعادت است.

همان گونه كه در تعاريف بالا آمده است دين متكفل هدايت بشر در زندگي است كه در نتيجه متضمن رستگاري در آخرت نيز مي شود.

هدايت چيست؟

هدايت به تلاشي اطلاق مي شود كه فرد را از ميان راه هاي مختلف ممكن با بهره گيري از بهترين راه به منزل مقصود يعني همان كمال و سعادت مي رساند.

اركان هدايت:

هدايت دو ركن اساسي دارد:

ركن اول:تربيت

ركن دوم:سياست

تربيت دادن خط و راه به انسان است.

و سياست نظارت بر حركت انسان در اين خط و مسير.

آیا میدانستید 2

*آيا ميدانستيد اگر كودك،طولاني مدت از شير مادر تغذيه كند به طور ميانگين دوازده درصد باهوش تر و در سن بزرگسالي كمتر در معرض بيماري هاي قلبي و ديابت قرار مي گيرد.

*آيا ميدانستيد علت طول عمر لاك پشت ها كند بودن سوخت و ساز بدن آن هاست چرا كه بدين طريق ارگانهاي بدن ان ها كمتر فرسوده مي شوند.

*آيا ميدانستيد شتر مرغ بزرگترين چشم را بين جانوران خشكي دارد.

*آيا ميدانستيد عارضه ي سنگ صفرا در گوشت خواران دو برابر گياه خواران ديده شده.

*آيا ميدانستيد اگر يك ماهي قرمز را داخل يك تنگ در يك اتاق تاريك قرار دهيد،كم كم رنگش سفيد مي شود.

*آيا ميداستيد ملت آمريكا به طور ميانگين روزانه هفتاد و سه هزار متر مربع پيتزا مي خورند.

*آيا ميدانستيد گربه ها مي توانند بيش از يكصد صدا با حنجره خود توليد كنند در حالي كه سگ ها كمتر از ده تا.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG Image

نگرشی بر ادیان الهی

ACDSee 10.0 JPEG Image

 شرح حال موسس آیین زرتشت:زرتشت دهقان زاده ای بوده که ازتبار ایرانی رشد یافته است.درمورد زرتشت ۲ چیز مجهول مانده یکی تاریخ واقعی تولد ودیگری محل آن است.برحسب روایات ایرانی تولدش درحدود۶۶۰(قبل ازمیلاد)درناحیه آذربایجان درشمال غرب ایران بوده است و وفاتش در سن ۷۰ یا ۷۷ سالگی واقع شد.

دین زرتشت:دین زرتشتی نخستین مذهبی است که درجهان ازمسئله "حیات عقبی"و"قیامت" سخن به میان آورده ومسئله "آخرالزمان" را به مفهوم کامل خود طرح کرده است.در دین زرتشتی اعتقاد به آخرالزمان یا منجی موعود" جنگ نهایی وقطعی بین خیر وشر" "روز قیامت وصحرای محشر" " برخاستن مردگان از قبر واحوالات سخت وتغییرات اساسی وحوادث هولناک در کره زمین وآسمان وجود دارد.به نظر زرتشت عاقبت جهانی نو که جهانی نیکی وراستی با عدالت به وجود خواهد آمده واهریمن تا ابد درظلمات فرو می رود.

دوزخ وبهشت در آیین زرتشت: به لحظ تقدس آتش نزد زرتشتیان از آتش فروزان ولهیب در دوزخ خبری نیست وعذاب دوزخیان وجود سرمای سخت وظلماتن محض است وقابل لمس ومادی است وسه روزش به اندازه نه هزار سال برای دوزخیان احساس میشود..اما بهشت برین که به اصطلاح زرتشتی" ان هو وهیشت"( جای خوش)برای ارواح نیک وبه دور از آلودگی گناهان است وجایگاهی خوش ودارای آفتاب همیشه تابان است.

تعالیم اخلاقی:ازنظر زرتشت وجود انسان بی نهایت ارزشمند است وهرکسی در طریق اهورامزدا قدم بردارد نیکوکاراست وهر کس موانعی ایجاد کند وبا لذت جویی راه حق را به تاخیر اندازد بدکاراست.

۳ اصل اساسی سعادت دنیوی واخروی انسان: از نظر زرتشت عبارت است از۱) هومته"اندیشه یا پندارنیک" ۲)هوخته "گفتارنیک" ۳)هورسته"کردار نیک "

در قرآن کریم سوره والعصر به پندار نیک باعبارت( امنوا)وبه کردارنیک با عبارت(وعملوا الصالحات)وبه گفتار نیک با جمله (وتواصوا بالحق وتواصو بالصبر)تصریح شده است این ۳ دستور اخلاقی برای همه پیامبران آمده ولیکن زبان آن نسبت به هرقوم وعصری فرق کرده است.

عبادات واعمال دینی:۱)پرستش "اهورامزدا"یا"هرمزد"یگانگی خداوند.۲)"اشویی"یعنی اعتقادبه پاکیزگی وپارسایی.۳)وجوب پوشیدن وبستن "سدره"(جامه دینی زرتشتیان)برهر زرتشتی که به سن بلوغ (۱۵ سال)رسیده باشدکه خودنیزنشانه خدا پرستی زرتشتیان است.۴)برگزاری آیین"ودردگان"(برای درگذشتگان و مردگان). ۵)کمک به نیازمندان وتنگ دستان. ۶)برگزاری جشنهای مذهبی. ۷)بجا آوردن نمازهای پنجگانه(هر زرتشتی مانند مسلمانان درشبانه روز ۵ بار به پرستش "اهورامزدا"یاپروردگارش می ایستداما نمازشان رکوع وسجود ندارد. 

کتاب دینی زرتشتیان :با اندک مراجعه به کتب تاریخی مشخص میشود اوستا در طول تاریخ تا ظهور اسلام دستخوش اضافات وتحریفات بسیاری توسط روحانیون وموبدان زرتشتی گردیده وتنها قسمتی که به بطورقطع اثر زرتشت ومصون از تحریف مانده "گاتها"یا"گاتاها"می باشد که دارای ۵ بخش زیر است:۱)"یسنا"به معنای نیایش که قدیمی ترین بخش اوستا است/شامل ۱۷سرود.۲)"یشتها"به معنای ستایش وقربانی دادن/۲۱فصل.۳)"ویسپرد"به معنای همه بزرگان دین که مجموعه ای از ادعیه وسرودهاست/۲۴فصل.۴)"وندیدا"به معنای قانون ضد دیو/۲۱فصل. ۵)"خرده اوستا"مشتمل بردعاهای روزانه

آیین زرتشت ازنظر اسلام:درمنابع معتبر اسلامی از آیین زرتشت باعنوان "مجوس"تعبیرشده است واژه" مجوس" فقط یک باردرقرآنمجیدآیه ۱۷سورهحج مطرح شده وبا توجه به اینکه دربرابرمشرکان ودرصف ادیان آسمانی قرارگرفتهو چنین برمی آیدکه آنان دارای دین کتاب وپیامبری بوده اند.پس از استیلای اسلام بر ایران زرتشتیان به سه گروه تقسیم شدند:الف)گروه کثیری ازآنها اسلام راپذیرفته ومسلمان شدند.ب)جمعی از آنها به سرزمین هندوستان مهاجرت نمودند.ج)دسته کمی ازآنه دروطن اصلی خودشان ایران تحتت لوای اسلام تحت شرایطی به زندگانی خودشان ادامه دادند.

برای کسب اطلاع کامل وجامع تر به کتاب نگرشی برادیان الهی(نویسنده:مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج حسین اسلامی)مراجعه نمایید. 

 

 

 

 

 

شرط قبولی دعا

 

 امام علی (علیه السلام) فرمود :هیچ دعایی به آسمان نمی رسدمگراین که دعاکننده برمحمد وآل اوصلوات بفرستد.

                         Not Available

                           

ارزش دعا-صدقه وزکات دادن

ایمان خود را با صدقه دادن-واموالتان رابا زکات دادن نگاه دارید وامواج بلا را با دعا ازخودبرانید.

علي (عليه السلام )حكمت ۱۴۶ نهج البلاغه

ACDSee 10.0 JPEG Image

دانستنیها

آیا میدانستید ابعاد قلب یک انسان بالغ ۱۲۹۶سانتیمترمیباشد و وزن آن درمردهابه۳۰۰ گرم ودرخانمها به ۲۵۰ گرم میرسد.

آیا میدانستیدحس بویایی خرس قطبی بسیار قوی است به طوریکه می تواندبوی لاشه نهنگ یاخوک مرده را از۳۰ کیلومتری تشخیص دهد.

آیا میدانستیدکه دانه های گوجه فرنگی دارای روغن می باشند که برای تهیه مارگارین -سالاد و صابون مصرف میشود.

ACDSee Photo Manager 12 JPEG ImageACDSee Photo Manager 12 JPEG Image